تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢

غديريه جمال الدين خلعى ( متوفى 750 هجرى )

او يكى از غديريه سرايان قرن هشتم هجرى مىباشد كه سرگذشتى زيبا و خواندنى دارد . و درسهائى در داستان زندگى وى نهفته است . پدر و مادر شاعر ناصبى بودند ( از كسانى كه اهل بيت را دشمن و به اهل بيت ناسزا مىگويند ) پدر و مادر از داشتن فرزند محروم بودند و روى اين جهت مادر او نذر مىكند ، كه اگر صاحب پسرى شود ، به شكرانه اين نعمت وقتى كه پسر بزرگ شد ، او را به قتل و غارت زوار سيد الشهداء عليه السّلام بفرستد . اتفاقا خدا براى او فرزندى داد . اسمش را جمال الدين گذاشت ، پسر بزرگ شد به سن جوانى رسيد مادر به خاطر وفاى به نذر خود پسر را به قتل و غارت زوار سيد الشهداء فرستاد ، پسر رفت در نزديكى كربلا سر راه زوار كمين گرفت ، منتظر بود ، كه قافله‌اى برسد . خوابش مىبرد و زوار آمده و رد مىشوند ، او در عالم خواب مىبيند ، كه قيامت برپا شده او را به طرف جهنم مىكشانند ، ولى مىبيند كه آتش جهنم بدنش را نمىسوزاند ، سئوال مىكند كه چرا آتش بدنش را نمىسوزاند ؟ معلوم مىشود به خاطر غبارى است كه از زير پاى زوار حسين عليه السّلام بر بدن او نشسته است . او از خواب بيدار مىشود در حالى كه از خواب غفلت بيدار شده بود . و به سعادت بزرگى دست يافته بود ، او در حال كفر و ضلالت به خواب رفته بود اما وقت بيدار شدن به فيض بزرگى نائل شده بود . و به