چشيدهاند اين گونه اعمال را ، جزء امور عادى مىشمارند .
نكته قابل توجه اين است كه اين ملعون اين عمل را براى امير المؤمنين غير مقدور مىداند ، و خودش براى عثمان نقل مىكند كه در هرشب يك ختم قرآن مىنمود ، ؟ و براى ابو حنيفه مىنويسد كه در هرشبانهروز ماه رمضان 2 ختم قرآن مىنمود . و براى برخى در هر شب تا چهار ختم قرآن ذكر مىكنند ، و براى بعضى در هرشب 8 ختم قرآن ذكر مىكنند تا آنجا كه نقل مىكنند كه على مرضعى گفت من در حال سلوكم سيصد ركعت نماز و 60 ختم قرآن در يك شبانهروز خواندهام . . . »
اينها جز افسانهاى كه گذشتگان نوشتهاند نمىباشد . لكن با آنكه همه اينها در برابر چشمان ابن تيميه و پيروانش بوده است ، با اين حال از آنان كوچكترين اعتراضى شنيده نشده است ، در صورتى كه شايسته بود چنين افسانهها و مطالب بىاساس در كتب افسانه نوشته شود نه در كتابهاى علمى و اسلامى .
واى بر آن بزرگانى كه در برابر اين موهومات سر تعظيم فرود آورده و آنها را شايسته نقل در كتابهايشان دانستهاند . و اگر ابن تيميه مىدانست كه دقت كامل در اينباره ، چهرهء واقعى اين شرمندگى را براى كسانى كه بعدا مىآيند آشكار مىسازد هرآئينه در اينباره سكوت مىنمود و از نماز امير المؤمنين . . . صرف نظر كرده ، و با ايراد گرفتن مغرضانه بر آن ، ننگ و عار را براى خود و پيروان خود نمىخريد .
* * * * *
علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 228
مساهمون: مهدى لطفى
ص٢٢٨