ولايت و خلافت بلا فصل على عليه السّلام را ثابت مىكنند . كسانى را كه از روى سوء نيت ، حديث به نفع وضع موجود ، ساخته و يا تهمتهاى ناروا به پيروان راستين على عليه السّلام زدهاند معرفى فرمودهاند . در همين جلد در حدود 150 صفحه بحثى جالب و جامع الأطرافى نموده و حدود هفتصد نفر از روات اهل سنت را كه كذاب و حديثساز بودهاند معرفى مىكند . كه احاديث جعلى اينها در تمام كتب اهل سنت پراكنده است . تنها 43 نفر از اين هفتصد نفر چهار صد و هشت هزار و ششصد و هشتاد و چهار ( 408684 ) حديث ساختهاند ، اين هفتصد نفر غير از آن كذابهايى است كه در كتب معتبر عامه از آنها به عنوان افراد موثق ياد شده است كه شمارشان كم نمىباشد .
علاوه بر اين ايشان حدود 100 حديث دروغ كه در خصوص خلافت و فضائل خلفاى اهل سنت ساخته شده است و در برخى از آنها حتى از مقام يزيد تجليل شده مورد بررسى قرار مىدهد .
اينها جواب افترائات عبد اللّه قصيمى به شيعه است . كه گفتارى عجيب و غريب در مورد شيعه آورده است ايشان در « الصراع » جلد 4 صفحهء 85 مىنويسد :
« حقا دروغسازان در رجال شيعه و مردم هواپرست - به خاطر رسيدن به دنيا و تقرب به اهل آن ، يا كينه و دشمنى با حديث و سنت و طرفدارانش ، زيادند ، ولى علماء اهل سنت ماهيت آنها را به عاليترين وجه آشكار نمودهاند » ! ! ! تا آنكه ميگويد : در ميان اهل سنت ، كسى كه متهم به دروغسازى باشد وجود ندارد . . . »
علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: مهدى لطفى
ص٢٣١