بشر معارف الهى شان را در آن روز در حال نورانيت و روحانيت كسب نمىكردند ، و تحصيل معرفت در آن عالم صافى و نورانى و مجرد صورت نمىگرفت ، هيچ كسى نمىدانست كه پروردگار و خالق او كيست و هيچ كسى او را به اوصاف جلاليه و جماليه و اكراميه نمىشناخت .
علّامه امينى پس از بيان اين نكته ، آن را به نه روايتِ مسنَد ، مستند مىكند كه در آنها به صراحت بيان شده است كه :
« لو لا ذلك لَم يَعرف أحدٌ ربَّه » .
اگر آن عالم نبود ، احدى پروردگار خويش را نمىشناخت .
« لو لا ذلك لم يدرِ أحدٌ من خالقه ولا من رازقه » .
اگر آن عالم نبود ، احدى نمىدانست كه خالق و رازقش كيست .
« لو لا ذلك لم يَعلموا إذ سئلوا مَن ربّهم ولا من رازقهم » .
اگر آن عالم نبود ، آنگاه كه پرسيده مىشدند ، نمىدانستند پروردگار و روزى دهنده شان كيست .
بعد از ذكر اين احاديث ، دوباره نتيجه مىگيرد :
« فما ترى أنت من المعارف والعلوم الإلهيّة إنّما هو من بركات المعرفة الحاصلة في الخلق الأوّل المثبتة على القلوب في عالم الأظلّة » « 1 » .
پس معارف و علوم الهى كه در اين عالم مىبينى ، از بركات معرفتى است كه در خلق اول حاصل گشته و در قلبها در عالم اظله ثابت شده است .
مرحوم علّامه امينى در توضيحات خويش ، از معرفت خدا و نماياندن خدا خود را ، به « مظاهر مثالى » تعبير مىكند « 2 » كه در معرفت خداى تعالى نقش وساطت را ايفا مىكنند بدون آنها شناخت خدا امكان ندارد ، چيست . در جاى ديگر درباره اين مظاهر مىنويسد :
« إنّ الإله لا بدّ له من آثارٍ تترتّب على وجوده من الخلق والعلم بأحوال العباد والاطّلاع لِما هو آتٍ عليها وإيصال الخير لهم ودفع الضرر عنهم وغيره من الآثار اللازمة على وجود
هامش
( 1 ) . المقاصد العليّة : 139 و 144 .
( 2 ) . المقاصد العليّة : 139 .