به ياد مرحوم علّامه امينى صاحب الغدير « 1 »
مرحوم سيد محمدكاظم مجاب ( قدسى )
آية اللّه امينى چو ازين دار گذشت * نفخهاى از چمنِ منزلِ دلدار گذشت
عمرِ هر كس اثرى دارد و بار و ثمرى * عمر او در صفتِ خال و خطِ يار گذشت
پىِ وصفِ رخِ او عمرِ امينى كم بود * اين صفت زآدم و جنّ و يم و اشجار گذشت
دست او دستِ على بود و سخن با او داشت * شبِ تحقيق كه از عالمِ پندار گذشت
جسم او روى هوا رفت به پابوسىِ شاه * جانِ پاكش ز سرِ گنبدِ دوّار گذشت
اى بسا شب كه نخوابيد به يادش تا صبح * تا شب وصل ، كه از جلوه ديدار گذشت
الغديرش گلهاى بود ز طول شب هجر * گله باقى ست ولى صاحبِ گفتار گذشت
لايقِ بزمِ نكويانِ غزل « قدسى » نيست * بلبلى بود كه از دامنِ گلزار گذشت
هامش
( 1 ) . ديوان قدسى : 109 .