فلا زلت فيهم حيث يتهّمونينى * و لا زلت فى أشياعكم أتقلّب
براستى كه خداوند او را به بركت اين بيت آمرزيده است . و من پس از اين خواب دست از معارضهء كميت برداشتم .
اين بيت از ابياتى است كه دستگاه نشر مصرى آن را از قصيدهء كميت پس از :
و قالوا ترابّ هواه و رأيه * بذلك أدعى فيهم و ألقّب
انداخته است .
سيوطى در ( ص 3 ) « 1 » « شرح شواهد المغنى » گفته است : ابن عساكر « 2 » به استاد خود از محمد بن عقير « 3 » آورده است كه : بنى اسد مىگفتند : در ما فضيلتى است كه در عالم نيست ، [ زيرا ] هيچ خانهاى از خانههاى ما نيست كه در آن بركت وراثت كميت نباشد ، زيرا او پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در خواب ديده و رسول خدا به وى فرمودهاند : شعر :
طربت و ما شوقا الى البييض أطرب * و لا لعبا منّى و ذو الشيب يلعب
را بخوان ، و خوانده است . و پيغمبر فرمودهاند : تو و خويشاوندانت را بركت باد .
و نيز در ( ص 14 ) شرح شواهد « 4 » است كه ابن عساكر « 5 » از ابى مكرمه ضبّى از پدرش آورده است كه مىگفت : در كوفه مردم را چنان يافتم كه هركس قصيده :
طربت و ما شوقا الى البيض أطرب * و لا لعبا منّى و ذو الشيب يلعب
را نمىخواند هاشمى نبود .
سيد در « درجات الرفيعه » « 6 » اين روايت را آورده ، و در آنجا است كه [ هركس اين
هامش
( 1 ) . شرح شواهد مغنى ، ج 1 ، ص 38 ، رقم 6 .
( 2 ) . تاريخ مدينه دمشق ، ج 14 ، ص 597 .
( 3 ) . در غير شرح شواهد : [ محمد بن ] عقبه است ( علامه رحمه اللّه ) .
( 4 ) . شرح شواهد مغنى ، ج 1 ، ص 39 ، رقم 6 .
( 5 ) . تاريخ مدينه دمشق ، ج 14 ، ص 601 .
( 6 ) . الدرجات الرفيعه ، ص 567 .