تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رويكرد الغدير به تحريف ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
جاحظ را ياد كرده و مىنمايد كه جاحظ را وقوف بر مواردى كه به همين حجت و حجتهاى فراوان ديگرى كه از روزگارهاى گذشته ، كه به زمان پيغمبر منتهى مىشود احتجاج كرده‌اند ، كارى نداشته يا مقصودش از اين گفتار آن است كه گذشتهء شيعه را از صدر اول اسلام انكار كند ، ليكن تاريخ پرداخته ، و آثارى كه از صاحب رسالت در فضيلت آنان بجا مانده ، جاحظ را رسوا كرده است . گذشته از اين احتجاج به حجت مذكور و غير از آن را حتى پيش از آن‌كه نطفهء جاحظ بسته شود در شعر و كلمات منشور صحابه و تابعانى كه به نيكوئى از صحابه پيروى كرده‌اند ، مثل خزيمة بن ثابت ذى الشهادتين ، و عبد اللّه بن عباس ، و فضل بن عباس ، و عمار بن ياسر ، و ابى ذر غفارى ، و قيس بن سعد انصارى ، و ربيعة بن حارث بن عبد المطّلب ، و عبد اللّه بن أبى سفيان بن حارث بن عبد المطلّب ، و زفر بن زيد بن حذيفه ، و نجاشى بن حرث بن كعب ، و جرير بن عبد اللّه بجلى ، و عبد الرحمن بن حنبل همپيمان بنى جمع ، و بسيارى ديگر به خوبى مىتوان ديد . و اين امير المؤمنين على عليه السّلام است كه هردو لنگهء اين دو را به نفع شيعه در نامه‌ها و خطبه‌هاى لبريز و سرشار از اين‌گونه استدلالهايش كه در لابه‌لاى كتب و زواياى سخنرانىها و رساله‌ها مضبوط است ، گشود . شيخ ما مفيد آن‌چنان‌كه در ( ص 85 ، ج 2 ) « 1 » « فصول » است فرموده است : كميت فقط معنى گفتار امير مؤمنان عليه السّلام را كه در منثور حضرتش در حجت‌آورى بر معاويه است ، به رشتهء نظم كشيده ، و پس از امير مؤمنان خاندان محمّد عليهم السّلام و متكلمان شيعه پيش از كميت و در زمان او ، و پس از وى اين‌گونه استدلال‌ها مىنموده‌اند ، و نمونهء آن در اخبار مأثور و روايات مشهور موجود است ، و هركس به آن حدى از دروغ رسد كه جاحظ رسيده است ، سخن وى را اعتبارى نيست » . « 2 »
هامش
( 1 ) . فصول المختار ، ص 233 . ( 2 ) . الغدير ، ج 2 ، ص 189 - 191 .