تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رويكرد الغدير به تحريف ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
گفتم : از عرب . فرمود : مىدانم ، از كدام عربى ؟ گفتم : از بنى اسد فرمود : از قبيلهء اسد بن حزيمه ؟ گفتم : آرى ، اى رسول خدا ، او عموى من و از قبيلهء من است . فرمود : شعرى از او به ياد دارى ؟ گفتم : آرى فرمود : برايم بخوان .
طربت و ما شوقا إلى البيض أطربت * و لا لعبا منّى و ذو الشيب يلعب
اين قصيده را خواندم تا به اين بيت رسيدم كه :
فمالي إلّا آل أحمد شيعة * و مالي إلّا مشعب الحقّ مشعب
ترجمه شعر : مرا جز خاندان پيغمبر اوليائى و جز راه حق راهى نيست . [ پيغمبر ] به من فرمود : چون صبح كردى به كميت سلام برسان و به او بگو : كه خداوند تو را به سبب اين قصيده آمرزيده است . عباسى در ( ج 2 ، ص 27 ) « معاد التنصيص » « 1 » و ديگران اين روايت را آورده‌اند . و در ( ج 15 ، ص 124 ) ، « 2 » « اغانى » از دعبل خزاعى است كه گفت : پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در خواب ديدم ، فرمود : تو را با كميت بن زيد چكار است ؟ گفتم : اى رسول در ميان من و او غير از همان كه ميان همهء شعراء هست ، چيز ديگرى نيست . فرمود : چنين مكن ، مگر او گوينده اين بيت نيست كه :
هامش
( 1 ) . معاد التنصيص ، ج 3 ، ص 95 ، رقم 148 . ( 2 ) . اغانى ، ج 17 ، ص 28 - 29 .
رويكرد الغدير به تحريف ( فارسى ) — صفحة 207 | روح الله عباسى