بغدادى در ( ج 1 ، ص 87 ) « 1 » « خزانة الادب » گفته است : خبر اين قصيده كميت را ، يعنى قصيدهاى كه سرآغازش اين بيت است : « الا حييّت عنّا يا مدينا . . . » به خالد قسرى رسيد ، گفت : به خدا سوگند او را به كشتن مىدهم سپس ( 30 ) كنيز بسيار زيبا خريد و قصايد كميت را به آنها ياد داد و آن را مخفيانه با بردهفروشى براى هشام بن عبد الملك فرستاد . هشام آنها را خريد . روزى قصايد ياد شدهء كميت را براى هشام خواندند و به خالد كه در آن هنگام كارگزار وى در عراق بود ، چنين نوشت : سر كميت را براى من بفرست .
خالد ، كميت را دستگير كرد و به زندان افكند . كميت زن خود را فراخواند و لباس او را پوشيد و او را بجاى خويش نهاد و خود از زندان گريخت . چون خالد خبر يافت ، خواست زن را در زنجير رها كند . « بنى اسد » گرد آمدند و گفتند : تو را بر زن فريب خوردهء خاندان ما راهى نيست . خالد از آنها ترسيد و زن را رها كرد .
ثعالبى در ( ص 171 ) ، « ثمار القلوب » « 2 » گفته است : از خوارزمى چنين به ياد دارم كه مىگويد : هركس « حوليات » زهير ، « اعتذارات » نابغه ، « اهاجى » حطيئه ، « هاشميات » كميت ، « نقائص » جرير و فرزدق ، « خمريات » أبى نواس ، « زهريات » أبى العتاهيه ، « مراثى » أبى تمام ، و « مدايح » بحترى ، و « تشبيهات » ابن معتز ، « روضيات » صنوبرى ، « لطائف » كشاجم ، و « قلائد » متنبى را خواند و به شعر و شاعرى راه نيافت عمرش دراز مباد .
بسيارى از شعرا ، هاشميات را تخميس كردهاند ، كه شيخ ملا عباس زيورى بغدادى و علامه شيخ محمّد سماوى و سيّد محمّد صادق آل صدر الدين كاظمى از آن جملهاند ، و استاد محمّد محمود رافعى مصرى « هاشميات » را شرح كرده و در آن شرح و مقدمهاش در گزارش زندگى كميت خوب كار كرده و نيكو از عهده برآمده است . وى گويد : هاشميات سخنى برگزيده و از بلندترين و استوارترين شعر ، و از
هامش
( 1 ) . خزانة الادب ، ج 1 ، ص 180 .
( 2 ) . ثمار القلوب ، ص 216 ، رقم 288 .