تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رويكرد الغدير به تحريف ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
گذاشته‌اند نيز نيست . فرزدق گفت : آرى فال بد مزن . كميت گفت :
« و لكن إلى أهل الفضائل و التقى * و خير بني حوّاء و الخير يطلب »
ترجمهء شعر : و ليكن من به صاحبان فضيلت و پارسائى و به بهترين مردم شائقم ، و خير خواستنى است . فرزدق گفت : اينها كيانند ؟ كميت گفت :
إلى النفر البيض الذين بحبّهم * إلى اللّه فيما نابني أتقرّب »
ترجمهء شعر : سپيد بختانى كه در هرخيرى كه به من رسد به مهر آنان به خداوند تقرب مىجويم » . فرزدق گفت واى بر تو آسوده‌ام كن اينها كيانند ؟ كميت گفت :
1 . « بنى هاشم رهط النبىّ فإنّني * بهم و لهم أرضى مرارا و أغضب 2 . خفضت لهم منّى جناحى موّدة * إلى كنف عطفاه أهل و مرحب 3 . و كنت لهم من هؤلاء و هؤلا * محبّا على أنّى أذمّ و أعضب 4 . و أرمى و أرمى بالعداوة أهلها * و إنى لأوذى فيهم و أؤنّب
ترجمه شعر : 1 . اينان بنى هاشم و خاندان پيغمبرند كه خشنودى و خشم من به آنان و براى آنان است . 2 . در برابر ايشان فروتنم و از سر مهر پر و بال خود را به جانبى فرود آورده‌ام ، كه هر دو سوى آن شايستگى و مهربانى است . 3 . من دوستدار آنان هستم هرچند مورد خشم و سرزنش اين و آن باشم . 4 . دشمنان به من مىتازند و من نيز به آنان ، و اين منم كه در اين ميان به آزار و سرزنش گرفتارم .
رويكرد الغدير به تحريف ( فارسى ) — صفحة 200 | روح الله عباسى