همهشان را سراسر آلوده ساخت و سخنان درشت بارشان كرده ، آنگاه اين آيه فرود آمد :
وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ .
« 1 »
( و ايشان مردم را از او بازمىدارند و خود نيز از او دورى مىگزينند ) .
پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : عمو دربارهء تو آيهاى فرود آمده . پرسيد چيست ؟
[ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ] گفت : تو قريش را از آزار رساندن به من بازمىدارى و خود نيز از گرويدن به من سرباز مىزنى .
پس أبى طالب گفت :
و اللّه لن يصلوا إليك بجمعهم * حتى أوسّد فى التراب دفينا
ترجمه شعر :
به خدا سوگند ، كه دست ايشان با همه گروهشان به تو نخواهد رسيد ، تا آنگاه كه من به بستر خاك سپرده شوم .
الى آخر ابيات كه در ( ج 7 ، ص 334 ، 352 ) گذشت .
پس ديگران گفتند اى برانگيخته خدا آيا يارىهاى أبى طالب سودى براى او دارد ؟
گفت : آرى بخاطر آن در دوزخ گردنبند آهنين بر گردنش نمىنهند و او را در كنار اهريمنان جاى نمىدهند و در چاه مارها و كژدمها نمىافكنند ، و كيفر او تنها به اين اندازه است ، كه دو لنگه كفش آتشين بر پايش مىكنند ، كه مغز سرش را به جوش آرد و اين سبكترين شكنجهاى است كه در دوزخ به كسى مىنهند » . « 2 »
علامه رحمه اللّه در جواب به اين تحريفات پاسخهاى متعددى را مىدهد ، كه ما به بخشى از آنها اشاره مىكنيم . گويد :
« نزول اين آيه را درباره ابو طالب دانستن باطل است و صحيح نبودن آن به جهات مختلف مىباشد :
هامش
( 1 ) . انعام : 26 .
( 2 ) . تفسير قرطبى ، ج 6 ، ص 406 [ ج 6 ، ص 261 ] . ( علامه رحمه اللّه ) .