تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
آيا كسى كه از طرف خداوند با برهان روشن است و گواهى از خود او دنبال اوست و كسى كه پيامبر ( ص ) روز غدير او را به ولايت نصب نمود و فرمود : هركس من مولاى او هستم و به او از خودش سزاوارترم على ( ع ) هم‌چنين است . ملاحظه : اين حديث در كتاب سليم قيس آمده است .

43 - احتجاج دارميهء حجونى بر معاويه در سال 56 - 50

زمخشرى در باب 41 ربيع الابرار گويد معاويه به حج رفت و پى زنى بنام دارميهء حجونيّه فرستاد و او آمد و كانت سوداء صخمة فقال كيف حالك ؟ يا بنت حام فقالت بخير و لست بحام انّما امراة من بنى كنانة فقال صدقت هل تعلمين لم دعوتك ؟ فقال يا سبحان اللّه و انى لم اعلم الغيب قال لا سألك لم احببت عليّا و ابغضتنى و عاديتنى ؟ فقالت او تعفنى فقال لا قالت اما اذا ابيت فانّى احببت عليا على عدله فى الرّعية و قسمه بالسوية و ابغضتك على قتال من هو اولى بالامر منك و طلبك ما ليس لك و واليت عليا على ما عقد له رسول اللّه من الولاية يوم خم بمشهد منك و حبّه للمساكين اعظامه لاهل الدّين و عاديتك على سفك الدماء و شقك العصا و جورك فى القضاء و حكمك بالهوى . دارميه زنى سياه و بزرگ‌هيكل بود معاويه گفت : حالت چطور است اى دختر حام ؟ گفت : خوبم ولى من از حام نيستم بلكه زنى از بنى كنانه هستم . معاويه گفت : درست گفتى . آيا ميدانى براى چه تو را خواندم ؟ دارميه گفت : سبحان اللّه من كه به علم غيب آگاه نيستم . معاويه گفت : براى اينكه از تو سؤال كنم چرا على را دوست دارى و مرا دشمن مىدارى ؟ گفت : مرا از اين كار معاف دار . معاويه گفت : نمىشود . دارميه گفت : حالا كه عفو نمىكنى از گفتن ، بدانكه على را دوست دارم بخاطر عدالتش در مردم و تقسيم بيت المال بطور مساوى در ميان مردم و تو را دشمن مىدارم بخاطر جنگ‌كردن با كسىكه از تو سزاوارتر به حكومت بود و تو چيزى ( حكومت ) را دنبال مىكنى كه حق تو نيست و على ( ع ) را دوست دارم به خاطر پيمان پيامبر براى او به ولايت روز غدير خم در حضورت و اينكه على ( ع ) نيازمندان را دوست داشت و اهل دين را بزرگ مىداشت و با تو دشمن هستم بخاطر خونريزى و اختلاف