تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
چقدر مىدهيد ؟ گفت : 100 يا 200 درهم پس دستور داد 50 دينار و به قول ابى داود 60 دينار به او بدهيد و به من گفت : به شهر خود برگرد به زودى آنچه به افرادى مثل تو اعطاء مىشود به تو خواهد رسيد . ملاحظه : 1 - اين روايت را ابو الفرج در الاغانى ( 8 / 156 ) و ابن عساكر در تاريخش ( 5 / 320 ) حموينى در فرايد السمطين باب 10 و حافظ جمال الدين زرندى در نظم درر السمطين و سمهودى در جواهر العقدين از طرق مختلف ذكر كرده‌اند .

46 - احتجاج مأمون خليفه عباسى با فقهاء بر حديث غدير خمّ :

ابن عبد ربّه در عقد الفريد ( 2 / 42 ) از اسحاق بن ابراهيم بن اسماعيل بن حماد بن زيد روايت كرده كه گفت : يحيى بن اكثم فرستاد دنبال من و ديگران رفتيم . گفت : مأمون خواسته 40 نفر آماده شده طلوع فجر به حضورش برسيم ، كه همهء اين 40 نفر فقيه و توانا در مباحث باشند ، پس به كمك هم 40 نفر را نام برديم ، فرستاد فردا قبل از طلوع فجر به حضور يحيى ابن اكثم كه قاضى القضاء بوده رسيديم و به‌اتفاق حضور مأمون رسيديم . قاضى القضاهء روى به ما نموده گفت : امير المؤمنين مىخواهد در مذهب خويش با شما مناظره كند . گفتم : خدا او را موفق بدارد اقدام فرمايند . گفت : همانا عقيده امير المؤمنين اين است كه على ابن ابيطالب ( ع ) بعد از رسول خدا سزاوارترين مردم است به خلافت . اسحاق مىگويد من به مأمون گفتم : در ميان ما افرادى هستند كه نسبت به آنچه دربارهء على گفتيد سابقه و اطلاعى ندارند و حال آنكه ما را براى مناظره خوانده‌ايد ؟ مأمون گفت : اى اسحاق تو مختارى اگر خواسته باشى از تو سؤال مى كنم يا تو سؤال كن . قال اسحاق فاغتنمتها منه فقلت بل اسئلك يا امير المؤمنين قال سل قلت من اين قال امير المؤمنين انّ علىّ ابن ابيطالب افضل النّاس بعد رسول اللّه و احقهم بالخلافة بعده ؟ قال يا اسحاق ؟ خبّرنى عن النّاس بم يتفاضلون حتى يقال فلان افضل من فلان ؟ قلت بالاعمال الصالحة قال صدقت قال فاخبرنى عمن فضّل صاحبه على عهد رسول اللّه ( ص ) ثم انّ المفضول ان عمل بعد وفاة رسول اللّه ( ص ) با فضل من