تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
زيادى از قبايل جهينه و غفار هم بودند پيامبر از خيمه‌اش بيرون آمد و سه‌بار به دست خود اشاره كرد سپس دست على ( ع ) را گرفت و فرمود : هركس من مولاى او هستم على ( ع ) هم مولاى اوست . ملاحظه : 1 - اين روايت را حموى در فرايد السمطين باب 9 با اختلاف در تعابير آورده است . 2 - ابن كثير در تاريخش ( 5 / 213 ) ذكر نموده و علّامه امينى مطالبى درباره تحريفات وى دارند كه علاقمندان به الغدير ذيل مناشده مرد عراقى با جابر بن عبد اللّه جلد 1 مراجعه كنند .

42 - احتجاج قيس بن سعد بحديث غدير بر معاويه به سال 50 - 56

معاويه بعد از شهادت امام حسن ( ع ) به مدينه آمد مردم از او استقبال كردند در اين موقع گفتگويى بين قيس بن سعد و معاويه صورت گرفت كه در ضمن آن قيس به معاويه گفت : با وجود على ( ع ) و فرزندان او بعد از آن جناب براى احدى نه از انصار نه از قريش براى كسى از عرب و عجم در خلافت حقّى نيست . معاويه خشمناك شد و گفت اين مطلب را از پدرت گرفته‌اى ؟ قيس گفت : از كسى گرفته‌ام كه از پدرم بزرگتر و حق او بيشتر است . معاويه گفت : او كيست ؟ قيس گفت : او على ابن ابيطالب ( ع ) عالم و صديق اين امت است الّذى انزل اللّه فيه كفى باللّه شهدا بينى و بينكم و من عنده علم الكتاب و آيات ديگرى كه در شأن على ( ع ) بود تلاوت كرد قال معاويه : صديقها ابو بكر و فاروقها عمر و الّذى عنده علم الكتاب عبد اللّه بن سلام قال قيس احقّ هذه الاسماء و اولى بها الّذى انزل اللّه فيه افمن كان على بيّنة من ربّه و يتلوه شاهد منه و الّذى نصبه رسول اللّه ( ص ) بغدير خم فقال من كنت مولاه اولى به من نفسه فعلىّ اولى به من نفسه و فى غزوة تبوك انت منى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبى بعدى . معاويه گفت : صديق امت ابو بكر و فاروق آن عمر و كسىكه علم كتاب نزد او است عبد اللّه بن سلام است . قيس گفت : شايسته‌ترين به اين اسمها كسى است كه خداوند دربارهء او نازل كرده