40 - مناشدهء مردى بر زيد بن ارقم به حديث غدير
قال ابي عبد اللّه الشيباني « 8 » بينما انا جالس عند زيد بن ارقم اذ جاء رجل فقال ايّكم زيد بن ارقم ؟ فقال القوم هذا زيد فقال انشدك بالّذي لا إله الّا هو سمعت رسول اللّه ( ص ) يقول من كنت مولاه فعليّ مولاه اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه قال نعم
ابو عبد اللّه شيبانى گويد نزد زيد بن ارقم نشسته بودم مردى آمد و پرسيد زيد بن ارقم كدام يك از شماست ؟ مردم گفتند : اين زيد است وى به زيد گفت : تو را به خدائى كه غير از او خدائى نيست قسم مىدهم شنيدى كه پيامبر مىفرمود : هركس كه من مولاى او هستم على ( ع ) هم مولاى اوست . بارخدايا دوستدار دوستدار او را دشمن دار دشمن او را زيد بن ارقم گفت بله درست است .
ملاحظه : مأخذ اين روايت موده القربى و ينابيع المودّه صفحه 249 مىباشد .
41 - جابر بن عبد اللّه انصارى و شهادت بر حديث غدير
گنجى شافعى در كفايه الطالب صفحه 16 به اسناد صحيح با ذكر راويان آورده از عبد اللّه بن محمّد بن عقيل قال : كنت عند جابر بن عبد اللّه في بيته و عليّ بن الحسين ( ع ) و محمّد بن الحنفيّة و ابو جعفر فدخل رجل من اهل العراق فقال باللّه الّا ما حدّثتني ما رأيت و سمعت من رسول اللّه ( ص ) فقال كنّا بالجحفة بغدير خم و ثمّ ناس كثير من جهينة و غفار فخرج علينا رسول اللّه ( ص ) من خباء « 9 » او فسطاط « 10 » فاشار بيده ثلاثا فاخذ بيده عليّ بن ابيطالب قال من كنت مولاه فعليّ مولاه
عبد اللّه محمّد بن عقيل گويد : من در خانه جابر بن عبد اللّه بودم امام سجاد ( ع ) و محمّد حنفيه و ابو جعفر هم حضور داشتند مردى از اهل عراق داخل شد و به جابر گفت : سوگند به خدا براى من حديث كن آنچه از پيامبر ديدى و شنيدى . گفت : ما در جحفه در غدير خم بوديم و مردم
هامش
( 8 ) - وى تابعى بزرگ و مدرس قرآن در مسجد كوفه و متوفى 98 مىباشد .
( 9 ) - خيمه
( 10 ) - چادر بافتهشده از موى حيوانات اين . اختلاف از بيان راوى است .