سخنش قابل استناد نيست و حاكم گفته چون حافظه بدى دارد سخنش را نمىتوان پذيرفت .
3 - تمام بن نجيح دمشقى كه احمد ، حرب ، ابو زرعه ، ابو حاتم ، بخارى ، ابن عدى ، ابن حبان ، بزاز ، عقيلى ، آجرى هركدام در مذمّت او نظرى دادهاند مثل اينكه : ناشناس ، ضعيف ، حديث او منكر است و قابل تأمّل است ، چيزهاى ساختگى نقل مىكند . . . ( تهذيب التهذيب 1 / 510 )
865 - غبار بينى معاويه از عمر بن عبد العزيز برتر است .
سعيد بن يعقوب طالقانى گويد : از عبد اللّه بن مبارك شنيدم كه مىگفت : غبار بينى معاويه از عمر بن عبد العزيز بهتر است . ( تاريخ ابن كثير 8 / 139 ) و از احمد حنبل سوال شد معاويه برتر است يا عمر بن عبد العزيز گفت : غبار بينى اسب معاويه كه در التزام پيامبر ( ص ) بود بيش از عمر بن عبد العزيز ارزش دارد . ( شذرات الذهب 1 / 65 )
866 - خدا از دوستدار معاويه حساب نمىكشد .
سعيد بن مسيّب نقل كرده : هركس ابو بكر و عمر و عثمان و على ( ع ) را دوست بدارد و گواهى دهد در بهشت معاشر يكديگرند و بر معاويه رحم كند جا دارد كه خدا از او در قيامت حساب نكشد . ( تاريخ ابن كثير 8 / 139 )
علّامه امينى : اوّلكسى كه خدا از او حساب خواهد كشيد همين معاويه است كه پيامبر ( ص ) و على ( ع ) او را لعنت كردند .
867 - ديدار معاويه با پيامبر ( ص ) در بهشت :
ابن عساكر با اسنادى ( كه به آن اشاره خواهد شد ) از مكحول نقل كرده : پيامبر ( ص ) دو چوبه تير به معاويه داد و گفت : اين دو تير اسلام را بگير و با اينها در بهشت با من ديدار مىكنى و هنگاميكه مرد آندو را با او خاك كردند .
و زمانيكه پيامبر در منى سرش را تراشيد از موى سرش به معاويه داد و معاويه آنها را نگه داشت