مردم را فريب دهد ؟ و دعائى كه بر عليه معاويه بود را به نفع او تأويل كند ؟ در حالى كه ابو ذر غفارى در نكوهش به معاويه گفت : پيغمبر خدا بر تو لعنت كرده و بر عليه تو دعا كرد كه هرگز سير نشوى 3 - ابن كثير براى دفاع از معاويه به ساحت پيامبر اهانت مىكند و حديثى دروغ به پيامبر نسبت مىدهد كه خدايا من هم بشر هستم و هرگاه بندهاى را نفرين كردهام و شايستگى آن را نداشته آن را سبب تقرّب او قرار ده . آيا پيامبر بىگناهى را در انظار مردم حرمتش را بباد مىدهد و بعد از خدا مىخواهد آن را وسيله تقرّب او قرار دهد ؟ آيا چنين كارى عقلا و شرعا قبيح نيست ؟ آيا بخارى و مسلم و ترمذى و نسائى و ابن ماجه و طبرانى و حاكم و دارقطنى از پيامبر نقل نكردهاند كه فرمود : لعنتكردن بر مؤمن فسق است ؟ آيا پيامبر به عبد اللّه بن عمر نفرمود : هر چه گويم در خشم و رضا بنويس كه از دهانم جز حق خارج نمىشود . ( احياء العلوم 3 / 167 ) اينان براى پاككردن معاويه ، اين نسبتهاى ناروا را به پيامبر مىدهند در حالى كه فرمود : هرگاه بندهاى چيزى را نفرين كند آن نفرين به آسمان مىرود و درهاى آسمان به طرف آن بسته مىشود و به زمين برمىگردد و به كسىكه او را نفرين كردند برمىگردد و هرگاه او شايسته آن نباشد به نفرينكننده برمىگردد . ( الترغيب و الترهيب 3 / 196 ) پيامبر حتّى مردم را از نفرين بر چهار پايان و هرچيزى بازمىداشت و فرمود : هركس بر چيزى نفرين كند كه شايسته آن نيست آن لعنت به خودش برمىگردد ( الترغيب و الترهيب 3 / 197 ) و به مردى كه شترش را لعنت كرد فرمود : اى بنده خدا با شترى كه لعنت كردى همراه ما نيا ( مدرك قبل )
869 - معاويه در يك نگاه :
علّامه امينى : جمعا 40 مورد از احاديث دروغين كه درباره فضائل معاويه ساخته شده است را آورده و گويد : اين از نمونههاى فراوانى است كه اقوال نادرست و خيالات و خوابهاى پريشان درباره معاويه در تاريخ ابن كثير ( 8 / 139 ) و تطهير الجنان ابن حجر وجود دارد كه براى ملاحظه همهى آنها به الغدير جلد يازدهم مراجعه شود كه ما در اينجا 17 مورد آن را ذكر كرديم و علّامه امينى قبل از آن مقدمهاى دارد كه نگاهى است گذرا به كارهاى معاويه ، كه