تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 915

مساهمون:

ص٩١٥

859 - پيامبر از خدا مىخواهد به معاويه علم و قرآن ياد دهد .

از طريق نصير از ابن هلال محمّد بن سليم از جبله از محمّد بن مخلد نقل كرده كه پيامبر ( ص ) فرمود : خدايا به معاويه كتاب خود را بياموز و او را در شهرها برقرار كن . ( تاريخ ابن كثير 8 / 121 ) ذهبى گويد : جبله مجهول است و خبرش منكر است و ابن حجر گفته : آفت حديث محمّد بن سليم است و او دروغگو است . ( لسان الميزان 2 / 169 ، ميزان الاعتدال 3 / 62 )

860 - خدا و پيامبرش معاويه را دوست مىدارند .

عقيلى از بشر بن بشار سمسار از عبد اللّه بن به كار مقرى از اولاد ابو موسى اشعرى و آنها از ابو موسى نقل مىكنند كه گفته پيامبر وارد خانه امّ حبيبه ( خواهر معاويه ) شد در حالى كه معاويه در دامن او بود و به او گفت : آيا او را دوست مىدارى ؟ گفت : چرا او را دوست ندارم ؟ گفت : خدا و پيامبرش او را دوست دارند . علّامه امينى : عبد اللّه بن به كار و بشر سمسار مجهول النسب و ناشناخته‌اند . ( ميزان الاعتدال 2 / 26 ، لسان الميزان 3 / 263 )

861 - معاويه در حال پيامبرى محشور مىشود .

اسحاق محمّد سوسى از طريق محمّد بن حسن به اسناد مرفوعى روايت كرده معاويه به مناسبت حلمى كه داشت و اعتمادى كه به كلام پروردگار داشت در قيامت در حال پيامبرى خواهد آمد . علّامه امينى : ابن حجر در لسان الميزان ( 5 / 125 ) اين روايت را نقل كرده و گفته اين محمّد بن حسن شايد همان نقاش صاحب تفسير باشد كه مردى دروغگو و يكى از فريبكاران است .

862 - معاويه حلقه درب شهر علم پيامبر ( ص ) است .

مرفوعا از انس نقل شده كه پيامبر فرمود : من شهر علمم و على ( ع ) درب آن و معاويه حلقه آن