تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 914

مساهمون:

ص٩١٤
و خدا را چنان سپاس گفت كه كسى قبل از او نگفته بود . پس گفت : پدرم از جدّم و او از جبرئيل و او از خداى تعالى روايت كرده كه در زير ستون عرش ورق كبودى است كه بر آن نوشته : لا إله الا اللّه ، محمّد رسول اللّه اى شيعيان آل محمّد قيامت كسى از شما نمىآيد كه لا إله الا اللّه گويد ، مگر خدايش او را بهشت برد . معاويه گفت : ترا به خدا سوگند اى ابو عبد اللّه شيعيان آل محمّد كيانند ؟ گفت : كسانى هستند كه ابو بكر و عمر را دشنام نگويند و عثمان را دشنام نگويند و ترا نيز اى معاويه دشنام نگويند . علّامه امينى : 1 - اين روايت را ابن عساكر در تاريخ خود ( 312 ) آورده و گفته : حديث ناشناسى استكه سند آن به حسين ( ع ) نمىرسد . 2 - ابو عمر زاهد همان دروغزنى استكه بابى در فضائل معاويه آورده و على بن محمّد صائغ همانستكه خطيب در تاريخ خود ( 3 / 222 ) او را ضعيف شمرده و او كسى استكه ابو محمّد جرجانى متوفى 374 از او روايت مىكند و او هم از مالك متوفى 179 بنابراين پدرش از امام حسين ( ع ) كه سال 60 شهيد گشت چگونه مىتواند روايت كند ؟ و خطبه او و معاويه را ديده باشد ؟ 3 - متن حديث با بيانات پيامبر ( ص ) و حضرت على ( عليه السّلام ) و گفتار امام حسن و امام حسين ( عليهما السّلام ) كه قبلا از نظرتان گذشت قابل جمع نيست .

858 - معاويه با ردائى از نور مبعوث مىشود .

در حديث مرفوعى آمده : معاويه در حالى كه ردائى از نور بر تن دارد مبعوث مىشود . علّامه امينى : اين روايت را ابن حبان از طريق جعفر بن محمّد انطاكى آورده و گفته : خبر باطل است و ذهبى و ابن حجر نيز به بطلان اين حديث و ثقه نبودن انطاكى اعتراف كرده‌اند . ( ميزان الاعتدال 1 / 193 ، لسان الميزان 2 / 142 )
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 914 | رضا معراجي