در است .
علّامه امينى : اين حديث را صاحب المقاصد و ابن حجر در الفتاوى الحديثيه ( ص 197 ) و عجلونى در كشف الخفاء ( 1 / 46 ) به پيامبر نسبت دادهاند و خواستهاند احاديث پيامبر كه درباره مردان نيك گفته را به استهزاء بگيرند .
863 - پيامبر به دستور خدا معاويه را كاتب وحى نمود .
از مسره بن عبد اللّه خادم از . . . از حضرت على ( ع ) نقل شده : كه من در نزد پيامبر نشسته بودم كه معاويه رسيد و رسول اللّه ( ص ) قلم را از من گرفت و بدست او داد و در خود چيزى جز احساس اينكه خدا او را به اين كار امر كرد نيافتم .
علّامه امينى : ابن حجر اين را در لسان الميزان ( 6 / 20 ) آورده و گفته : از ساختههاى مسره بن خادم است و باطل و دروغ است .
864 - پيامبر با معاويه بدستور خدا مشورت مىكند .
ابن عساكر به اسنادى ( كه بعضى آنها بررسى مىشود ) از ابن عمر نقل كرده كه با پيامبر نشسته بودم دو نفر از اصحاب هم بودند پيامبر فرمود : هرگاه معاويه پيش ما بود در برخى كارها با او مشورت مىكرديم و . . . به من وحى شده در پارهاى از امور با پسر ابو سفيان مشورت كنم و اللّه اعلم ( اللئالى المصنوعه سيوطى 1 / 421 )
علّامه امينى : در سند آن چند نفر هستند : 1 - جعفر بن محمّد انطاكى كه مجهول است و ثقه نيست . ( لسان الميزان 2 / 142 ) 2 - اسماعيل بن عياش حمصى گرچه او را توثيق كردهاند ولى جوزجانى گويد : گفتار او به هزاررنگ جلوه مىكند و دستكم ده نفر او را بد گفتهاند و علاوه بر اين از دروغگويان حديث نقل مىكند و ابو اسحاق فزارى گفته : او نمىداند از سرش چه چيزى بيرون مىآيد و ابن مبارك گفته حديثش را گوارا نمىدانم و ابن خزيمه گفته :