تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 885

مساهمون:

ص٨٨٥
استيعاب شرح‌حال عبد الرّحمان بن خالد ، اغانى 15 / 13 ) 5 - سعيد بن عثمان بن عفان را هم كه مىگويد : چرا به‌جاى يزيد براى من بيعت نمىگيرى راضى مىكند و به حكومت خراسان مىفرستد . ( الامامه و السياسه 1 / 157 ) 6 - مروان حكم را كه در مدينه بود مأمور ابلاغ ولايت عهدى يزيد مىكند ولى امام حسين ( ع ) و عبد اللّه بن زبير ، عبد الرّحمان بن ابى بكر و . . . از در مخالف درمىآيند چون معاويه در مروان سستى مىبيند سعيد بن عاص را به‌جاى او در مدينه منصوب مىكند و مروان بن حكم كه خشمناك به دمشق مىرود را با دادن جايزه راضى مىكند و نامه‌هائى براى امام حسين ( ع ) و عبد اللّه بن عباس ، عبد اللّه بن زبير ، عبد اللّه بن جعفر مىنويسد و از سعيد بن عاص مىخواهد به آنها برساند و بدنبال آن خودش رهسپار حجاز مىشود . و دو سفر مىكند به مدينه و مكّه و با امام حسين ( ع ) عبد الرّحمان بن ابى بكر ، عبد اللّه بن عمر ، عبد اللّه بن زبير ، عبد اللّه بن عباس خصوصى ملاقات مىكند كه همگى كار معاويه را خلاف مىشمارند و بالاخره با تطميع و ارعاب از مردم مكّه و مدينه هم براى يزيد بيعت مىگيرد و اين بعد از گرفتن بيعت شهرهاى مهمّ ديگر بوده است و يزيد كسى استكه عبد اللّه بن حنظله صحابى پيامبر كه در جنگ حره شهيد شد درباره‌اش مىگويد به خدا قسم آنقدر از قيام عليه يزيد خوددارى كرديم كه مادر و دختر و چند خواهر را باهم به ازدواج خويش درمىآورد و شراب مىخورد و نماز را ترك مىكند . ( تاريخ ابن عساكر 7 / 372 )

836 - معاويه پايه‌گذار دشنام‌گوئى به حضرت على ( عليه السّلام )

علّامه امينى يكى از جنايات معاويه را لعن بر حضرت على ( ع ) بيان نموده كه خلاصه آن به شرح زير است : 1 - معاويه در حج بود بعد از طواف با سعد بن ابى وقاص به دار الندوه رفت و سعد را بر تخت خويش نشاند و شروع كرد به دشنام دادن به حضرت على ( ع ) و به سعد بن ابى وقاص گفت : تو چرا ابو تراب را فحش نمىدهى ؟ گفت : سه چيز از پيامبر شنيدم درباره او كه