ابى الحديد 4 / 12 ، جمهره الرسائل 2 / 9 ، مقاتل الطالبين 2 / 2 )
2 - معاويه در كوفه بر منبر به حضرت على ( عليه السّلام ) جسارت كرد امام حسين ( ع ) برخاست جواب دهد امام حسن ( عليه السّلام ) دستش را گرفت و نشاند و خودش جواب داد كه : اى كسى كه از على ( ع ) نام بردى من حسنم و پدرم على ( ع ) تو معاويهاى و پدرت صخر مادرم فاطمه و مادرت هند جدّم رسول اللّه و جدّت عتبه بن ربيعه جدّهام خديجه و جدّهات فتيله ، خدا از ميان ما دو نفر آنكه آوازهاى محدودتر و حسبى پستتر و گذشته و حال شرارت و كفر و نفاقى بيشتر داشته لعنت فرمايد . جماعتهائى از مردم مسجد گفتند آمين ( شرح ابن ابى الحديد 4 / 16 )
813 - نظر امام حسين ( عليه السّلام ) درباره معاويه :
1 - در نامهاى به معاويه مىنويسد . . تو و حزبت از دين برگشته و ناپايبند به احكام و ستمگرى ، تو همان حزب ستمكار و دوستدار شيطان رجيم و . . . تو حجر و ياران عابد و سر به راه حق سپردهاش را به طرز ظالمانه و تجاوزكارانه كشتى ، در برابر خدا گستاخى ورزيدى . . تو عمرو بن حمق كه از كثرت عبادت صورت و پيشانيش پينه بسته بود را كشتى . . . تو زياد را به خود منسوب كردى و ادّعا كردى پسر ابو سفيان است با آنكه پيامبر ( ص ) فرمود : فرزند متعلق به بستر است و مرد زناكار را سنگ بايد زد . آنگاه او را بر مسلمانان مسلط كردى تا دستوپايشان را قطع كند و بر تنه درخت به دار آويزد من فتنهاى سهمگينتر از حكومتت بر امّت نمىشناسم . به خدا قسم كارى بهتر از جهاد عليه تو نمىشناسم . ترا مى بينم كه خود را به گناه و عذاب انداختهاى و دينت را تباه كردهاى و رعيت را نابود ساختهاى . ( الامامه و السياسه 1 / 131 ، جمهره الرسائل 2 / 67 )
814 - معاويه از ديدگاه ابو ايّوب انصارى :
ابو ايوب انصارى نامهاى كه معاويه برايش نوشته بود را به حضرت على ( عليه السّلام ) اطلاع داد و گفت : معاويه پناهگاه منافقان نامهاى به من نوشته . ( شرح ابن ابى الحديد 2 / 280 )
815 - معاويه از ديدگاه قيس بن سعد :
قيس در نامهاى به معاويه نوشت : تو بتپرست و بتپرستزادهاى ، از روى ناچارى مسلمان گشتى ، و در آن براى اختلاف افكنى ماندى ، و آزادانه از آن بدر گشتى ، اظهار ايمانت ديرى