تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 858

مساهمون:

ص٨٥٨
حتّى بعد از اينكه سبط پيامبر را در كربلا به شهادت رساندند و بعد از آنكه هيئت مردم مدينه به شام سفر كردند و بازگشتند و شرابخوارى و قماربازى و فساد يزيد را شرح دادند و مردم مدينه يزيد را از حكومت خلع كردند عبد اللّه بن عمر به وفادارى خود باقى ماند و خاندانش را جمع كرد و گفت : اگر با يزيد مخالفت كنيد علقه خويشاوندى را قطع مىكنم و البته عبد اللّه بن عمر اوّل از مخالفان يزيد بود و مىگفت حكومت اسلامى نظام شاهنشاهى ايران نيست كه پسر از پدر ارث برد . ( لسان الميزان 6 / 294 ) ولى وقتى يكصدهزار رشوه يزيد را گرفت نظرش را تغيير داد . آرى او با حضرت على ( عليه السّلام ) بيعت نمىكند ولى دست بيعت به افراد مذكور مىدهد .

796 - عبد اللّه عمر آدم شهوترانى بوده است .

شهوترانى عبد اللّه عمر نيز نمايانگر شخصيّت اوست كه مىگويد : هيچكس به اندازه من به نعمت همبسترى دست نيافته است . ( نوادر الاصول ص 212 ) و وقتى مىخواست براى جنگ خارجى برود پدرش نپذيرفت و گفت : اى پسرم از اين نگرانم كه مرتكب زنا شوى ( سيره عمر بن الخطاب - ابن جوزى ص 115 ) و در اين امر مانند پدرش بوده كه با كنيزش علىرغم تذكر به او كه در عادت زنانه است آميزش مىكند صبح نزد پيامبرمىآيد و جريان را مىگويد و پيامبر مىگويد : خدا از گناهت بگذرد ، نيم دينار صدقه بده ( سنن بيهقى 1 / 316 ) و همچنين عمر در شب ماه رمضان با همسرش همبستر مىشود در زمانيكه اين كار حلال نبود و فردا نزد پيامبر آمد و پوزش خواست و گفت : هواى نفسم مرا فريفت و آيه 183 بقره نازل شد . ( تفسير طبرى 2 / 696 ) و . . .

797 - دانش عبد اللّه بن عمر

ابن هيثم از عبد اللّه بن عمر نقل كرده مردى نزدم آمد كه نذر كرده‌ام برهنه تا شب بر كوه حرا
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 858 | رضا معراجي