همين باعث شد عثمان از پشتبام به مردم بگويد : كشتنم ممكن است ولى بركنارىام امكان ندارد و عبد اللّه بن عمر نفهميد كه باب شدن كشته شدن خليفه بدتر است از خلع او و تمام فتنه هاى بعدى كه به جنگ جمل و صفين كه به بهانه خونخواهى عثمان بپاشد و جنگ نهروان كه پديده جنگ صفين بود ( فتح البارى 13 / 10 ) كه در آن دهها هزار مسلمان خونشان ريخته شد و وقت مسلمين بهجاى آبادانى كشور به فتنهها مشغول شد همه بخاطر نظر عبد اللّه بن عمر بود كه عثمان را فريب داد .
795 - عبد اللّه بن عمر با حضرت على ( عليه السّلام ) بيعت نكرد .
عبد اللّه بن عمر با حضرت على ( عليه السّلام ) بيعت نكرد و حضرت هم در پاسخ مالك اشتر كه اجازه خواست گردن او را بزند فرمود : نمىخواهم با عدم رغبت از او بيعت بگيرم او را به حال خود رها كنيد . و اينكه ابن حجر گويد : عبد اللّه بن عمر با كسانى بيعت مىكرد كه همه متفقا با او بيعت كرده باشند ( فتح البارى 13 / 42 ) دليلى سست است زيرا عبد اللّه بن عمر با ابو بكر ، عمر ، عثمان ، معاويه ، يزيد ، عبد الملك مروان بيعت كرد در حالى كه كشمكش و اختلاف در حكومت ابو بكر ، عمر و عثمان وجود داشت و عدهاى ناراضى بودند و با تهديد از آنها بيعت گرفته شد .
( به منابع الغدير در مباحث گذشته مراجعه شود ) و حكومت معاويه نيز كه با اختلاف شديد و جنگ و خونريزى و شورش عليه امام به حق حضرت على ( عليه السّلام ) و سبط پيامبر امام حسن مجتبى ( ع ) مواجه بود . و اگر عبد اللّه بن عمر به حرف پدرش هم عمل كرده بود ، نبايد با معاويه بيعت مىكرد ، زيرا گفته بود : اين حكومت تا مجاهدان بدر زنده باشند متعلق به آنهاست و بعد به مجاهدان احد و سپس به فلان و فلان و هيچ اسير آزادشدهاى يا پسر كسانى كه در فتح مكّه مسلمان شدند حقّى در حكومت ندارند ( طبقات ابن سعد 3 / 248 ، فتح البارى 13 / 176 ، اسد الغابه 4 / 387 ) و با يزيد نيز كه از هيچيك از شرايط رهبرى برخوردار نبود بيعت كرد و