اما برحق مثل حضرت على ( ع ) بيعت نكرد و پشتسر او نماز نخواند مجبور شد با حجّاج بن يوسف ثقفى با خوارى بيعت كند و حجّاج پايش را دراز كرد و عبد اللّه بن عمر دست به پاى او نهاد و بيعت كرد و پشتسر حجّاج نماز خواند و آخر هم حجّاج او را كشت و بر او نماز ميّت خواند . ( استيعاب 1 / 361 ، اسد الغابه 3 / 230 )
البته عبد اللّه بن عمر در اواخر عمرش مىگفت : بر هيچچيز دريغ نمىخورم جز بر اينكه با دارودسته تجاوزكار همراه على ( ع ) نجنگيدم . ( طبقات ابن سعد 4 / 136 ، استيعاب 1 / 369 ، اسد الغابه 3 / 229 ، رياض النضره 2 / 242 )
800 - اظهارنظرهاى عبد اللّه بن عمر :
علّامه امينى به تفصيل بعضى سخنان او را برسى مىكند كه از جمله وقتى به او گفتند : چرا در جنگ داخلى خودارى كردى ؟ گفت : خدا ريختن خون مسلمان را برايم حرام كرده است .
( حليه الاولياء 1 / 292 )
اين گفته ابن عمر كه براى بهانه شركت نكردن در جنگهاى زمان حكومت حضرت على ( عليه السّلام ) بيان شده جاى سؤال دارد كه آيا عبد اللّه بن عمر خودش را از صحابه پيامبر كه همراه على ( عليه السّلام ) بودند ديندارتر مىدانسته ؟ آيا پيامبر ( ص ) كه به حضرت على ( ع ) فرمود : با قاسطين و ناكثين و مارقين جنگ كند نمىدانست كه آنها طرف داخلى مسلمانان هستند ؟ و چطور شد بعد همين عبد اللّه بن عمر با معاويه بيعت كرد ؟ علّامه امينى ضمن آوردن بعضى از سخنان عبد اللّه بن عمر كه بدعتهاى پدرش را احيا مىكند اين سخن او را كه از طريق ابن عساكر نقل شده آورده كه گفته است « دوازده خليفه از قريشند به اين ترتيب ابو بكر ، عمر ، عثمان ، معاويه ، يزيد ، سفاح ، منصور ، جابر ، امين ، سالم ، مهدى و امير العصب همهشان صالحاند و نظيرشان يافت نمىشود . »
مىپرسد : او كه با حضرت على ( عليه السّلام ) بيعت نمىكند و حاضر نيست اسم او را كه