3 - بلاذرى در انساب ( 5 / 57 ) آورده وقتى در بيمارى مرگش اسم عثمان نزدش برده شد گفت :
پيش از آنكه به حكومتش ادامه دهد كارش را بسازيد . به گوش عثمان رسيد دستور داد از آب خوردن گله عبد الرّحمان از آب چاهى كه تا آنوقت استفاده مىكرد جلوگيرى شود و عبد الرّحمان چون عثمان را عادل نمىدانست وصيت كرد عثمان بر او نماز نخواند و زبير يا سعد بن ابى وقاص به سال 32 كه از دنيا رفت بر او نماز خواند . ( بنا به وصيتش )
ايضاح : در شوراى ششنفره كه عمر تشكيل داد و براى عبد الرّحمان بن عوف مزيتى خاصّ قائل شد . وى به حضرت على ( عليه السّلام ) گفت : من با تو به شرط عمل به قرآن و سنّت پيامبر ( ص ) و روش ابو بكر و عمر بيعت مىكنم حضرت فرمود : من به شرط عمل به قرآن و سنّت و نظر خودم عمل كنم مىپذيرم عبد الرّحمان همين سخن را به عثمان زد و او پذيرفت و در واقع اين تصميم عبد الرّحمان باعث به حكومت رسيدن عثمان شد . علّامه امينى مىپرسد اگر روش ابو بكر و عمر مطابق سنّت پيامبر بوده كه اين شرطى لغو و بيهوده بوده است و اگر مخالف آن بوده از اساس باطل است و نه عبد الرّحمان حق داشته بر خلاف سيره پيامبر شرطى را مطرح كند و نه عثمان حق داشته قبول كند ؟ و در صورتىكه كسى بگويد عبد الرّحمان و عثمان نمىدانسته اند روش ابو بكر و عمر مخالف سنّت پيامبر ( ص ) بوده يا نه ؟ كه اين فرض محال است باز هم آنها زيرسؤالند كه چگونه بر سر چيزى كه به آن جاهل بودهاند شرط گذاشته و پذيرفتهاند .
741 - نظر طلحه يكى از شوراى 6 نفره و يكى از ده نفرى كه مىگويند مژده بهشت يافته است درباره عثمان :
علّامه امينى بيست و پنج روايت از منابع اهل سنّت آورده كه طلحه از دشمنان سرخت عثمان بوده و مردم را به محاصره خانه او تشويق كرده و خودش با صورت پوشيده بهطرف خانه عثمان تيراندازى مىكرد و نمىگذاشت آب به او برسد و بعدا از خونخواهان عثمان شد در حالى كه همه كار او را مىدانستند و حتّى مروان در جنگ جمل كه با طلحه در يك سپاه بر عليه