حضرت على ( عليه السّلام ) مىجنگيدند ، طلحه را با تيرى از پا درآورد كه چند نمونه آن به شرح زير است :
1 - هنگاميكه ( بار اوّل ) خانه عثمان محاصره شده بود حضرت على ( ع ) كه در مزرعهاش در خيبر بود به مدينه آمد عثمان او را خواست و حقوق خود را بر حضرت على ( عليه السّلام ) ياد آور شد و از او خواست ( در برابر طلحه ) به او كمك كند . حضرت از خانه او بيرون آمد و وارد مسجد شد و با عثامه رفت به خانه طلحه ديد پر از جمعيت است طلحه به احترام حضرت برخاست حضرت به او فرمود : اى طلحه اين چهكاريست كردهاى ؟ گفت : اين ( شورش ) را وقتى انجام دادم كه كارد به استخوانم رسيد . حضرت على ( عليه السّلام ) بيرون آمد خود را به خزانه عمومى رساند و دستور داد در آنرا باز كنند كليدها نبود دستور داد در خزانه را شكستند و اموال عمومى را بيرون آوردند و شروع نمود به تقسيم آنها بين مردم افراديكه در خانه طلحه بودند دسته دسته آهسته از آنجا بيرون آمده نزد على ( عليه السّلام ) آمدند طلحه تنها ماند عثمان كه شنيد خيلى خوشحال شد طلحه نيز براى معذرتخواهى به خانه عثمان رفت عثمان به او گفت :
تو براى توبه نيامدى چون شكست خوردى آمدى ( تاريخ طبرى 6 / 154 و تاريخ ابن اثير 3 / 70 )
ايضاح : از جمله حقوقى كه عثمان در عبارت تاريخ طبرى بر حضرت على ( ع ) مىشمارد اين استكه پيامبر ( ص ) بين من و تو پيمان برادرى بست علّامه امينى گويد : همه مى دانند كه پيامبر با حضرت على ( عليه السّلام ) پيمان برادرى بست و طبرى نيز اينرا ننوشته بلكه ديگران دست در تاريخ او بردهاند زيرا ابن ابى الحديد در شرحش ( 1 / 16 ) كه از تاريخ طبرى نقل كرده آن را نياورده و معلوم مىشود تا زمان ابن ابى الحديد اين مطلب در تاريخ طبرى نبوده و بعد از او دگرگونكنندگان احاديث در تاريخ طبرى دست بردهاند .
2 - طبرى در تاريخش ( 5 / 122 ) آورده كه عبد اللّه بن عباس بن ابن ابى ربيعه مىگويد : خانه عثمان بودم وقتى محاصره شده بود با او صحبت مىكرديم عثمان دستم را گرفت و برد تا سخن افراديكه بيرون بود بشنويم طلحه آمد و چيزى در گوش ابن عديس گفت : وى نيز به جمعيت
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 806
مساهمون: رضا معراجي
ص٨٠٦