رسيد اخبار مدينه را از عيد بن امّ كلاب پرسيد ؟ گفت : عثمان را كشتند و 8 روز بعد به اتفاق آراء حضرت على ( عليه السّلام ) را به خلافت برگزيدند و كارشان به بهترين نتيجه منتهى شد عايشه گفت : اگر خلافت به على ( عليه السّلام ) رسيده باشد بهتر است آسمان بر زمين فرود آيد زود مرا به مكّه برگردانيد به خدا قسم عثمان مظلوم كشته شد و من به خونخواهى او برمىخيزم و بهطرف مكّه روانه شد عيد بن امّ كلاب گفت : به خدا قسم اوّل كسى كه بر عليه عثمان بتلاش برخاست تو بودى مىگفتى اين نعثل را بكشيد كافر گشته . عايشه گفت : البته من آن حرفها را زدهام ولى او توبه كرده و كشته شده و حرف آخرم بهتر از حرفى است كه قبلا زدهام . ( تاريخ طبرى 8 / 140 )
740 - سخنان عبد الرّحمان بن عوف درباره عثمان :
علّامه امينى هشت روايت از منابع اهل سنّت آورده است كه حاكيست عبد الرّحمان بن عوف پشيمان شده كه در شوراى خلافت با عثمان بيعت كرد و خواستار كشتن او بوده و با او قهر كرده و وصيت كرده عثمان بر او نماز نخواند كه چند نمونه آن به شرح زير است :
1 - بلاذرى در انساب ( 5 / 57 ) آورده : چون ابو ذر در ربذه از دنيا رفت حضرت على ( عليه السّلام ) به عبد الرّحمان بن عوف فرمود : همه اينها نتيجه كار توست ( كه با عثمان بيعت كردى ) عبد الرّحمان بن عوف گفت : اگر خواهى حاضرم شمشيرت را بردار من هم شمشيرم را برمىدارم او به تعهداتش عمل نكرد .
2 - ابو الفداء در تاريخش ( 1 / 166 ) آورده چون عثمان نوجوانان قبيلهاش را به حكومت شهرها منصوب كرد به عبد الرّحمان بن عوف گفتند : اينها نتيجه كار توست او . گفت : فكر نمىكردم كار به اينجا برسد حالا با خدا عهد مىبندم با او هرگز سخن نگويم و درحالى از دنيا رفت كه با عثمان قهر بود و عثمان در بيمارى مرگش به ديدارش آمد رويش را بهطرف ديوار نمود و يك كلمه سخن نگفت .