تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 807

مساهمون:

ص٨٠٧
گفت : هيچكس را نگذاريد داخل يا خارج شود . عثمان گفت : اين دستوريست كه اكنون طلحه به آنها داد خدايا خودت چاره او كن كه مردم را عليه من شورانده است و ريختن خونم را حلال كرده است در حالى كه پيامبر كشتن مسلمان را جز وقتى مرتد شود يا با داشتن همسر زنا كند يا كسى را بىآنكه قاتل باشد بكشد روا نداشت و من از هيچكدام نيستم . 3 - ابن ابى الحديد در شرحش ( 2 / 404 ) گويد طلحه بيش از هركس مردم را عليه عثمان شورانده و زبير بعد از او قرار داشت . . طلحه روز قتل عثمان صورت خود را پوشانده بود كه او را نشناسند و به‌طرف خانه عثمان تيراندازى مىكرد و وقتى محاصره‌كنندگان نتوانستند وارد خانه عثمان شوند طلحه آنها را از بام يكى از انصار به آنجا راهنمائى كرد تا بدرون خانه رفته و او را بكشند . 4 - بلاذرى در انساب الاشراف ( 5 / 74 ) آورده زبير و طلحه بر اوضاع مسلّط شدند و طلحه نگذاشت براى عثمان آب ببرند حضرت على ( عليه السّلام ) به طلحه پيغام داد . بگذار عثمان از آب چاه خويش ( چاه رومه ) بنوشد و او را از تشنگى نكشيد . ولى طلحه نپذيرفت . 5 - مدائنى در كتاب كشته شدن عثمان مىنويسد : طلحه نگذاشت جنازه عثمان تا سه‌روز به خاك سپرده شود ، وقتى خواستند او را خاك كنند عدّه‌اى را واداشت تا جنازه او را سنگباران كنند چون تابوت به ( حش كوكب ) محل دفن يهوديان رسيد آن را سنگباران كردند و خواستند آن را سرنگون سازند حضرت ( عليه السّلام ) پيام داد دست از او بردارند لذا او را در ( حش كوكب ) خاك كردند و در تشييع جنازه او مروان بن حكم و دختر عثمان و سه‌نفر از نوكرانش شركت داشتند و او را اوائل شب به خاك سپردند . 6 - ابن عساكر در تاريخش ( 7 / 84 ) آورده مروان كه در جنگ جمل همراه عايشه و طلحه و زبير بود گفت : پس از امروز دنبال خونخواهى عثمان نخواهم بود زيرا او بود كه تيرى به طلحه زد و او را كشت و به ابان پسر عثمان گفت : بجاى تو بعضى از قاتلين پدرت را قصاص كردم .