تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 802

مساهمون:

ص٨٠٢
مردم صحبت كن به من مهلت دهند تا رفع ظلمى كه به ايشان شده كنم حضرت فرمود : كارهائى كه در مدينه است مهلت برنمىدارد و آنچه بيرون مدينه است مهلتش باندازه‌ايست كه دستور تو به آنجا رسد . ( تاريخ طبرى 5 / 96 ، انساب الاشراف 5 / 6 ، كامل ابن اثير 3 / 63 ، تاريخ ابن كثير 7 / 168 ، نهج البلاغه 1 / 303 ) 2 - وقتى عثمان از حضرت على ( عليه السّلام ) خواست مردم را آرام كند حضرت فرمود : ترا راهنمائى مىكنم برويه ابو بكر و عمر رفتار كن من عهده‌دار خواهم بود كه كسى با تو مخالفت نكند ( رياض النضره 2 / 129 ) 3 - ابن سعد از زبان عمّار آورده كه حضرت على ( ع ) فرمود : از كشته‌شدنش نه خوشم آمد و نه بدم آمد و نه دستور قتلش دادم و نه از آن منع كردم . ( انساب الاشراف 5 / 101 ) 4 - من درباره عثمان سخن جامعى مىگويم : تبعيض قائل شد و شما اظهار ناراحتى كرديد و اين ناراحتى را به طرز صحيح انجام نداديد خدا درباره كسى كه تبعيض قائل شود و كسى كه بىتابى كند قانونى دارد كه محقق مىكند . ( نهج البلاغه 1 / 76 ) 5 - در خطبه شقشقيه . . . تا اينكه سومين نفرشان به حكومت رسيد بدين‌حال كه ميان خوابگاه و مرتعش مىلوليد و همراهش بنى اميّه به بلعيدن مال خدا پرداختند و كارش به سستى گرائيد و كردارش او را از پا انداخت و دارودسته‌اش با او بر زمين خوردند . ( نهج البلاغه )

739 - سخنان عايشه درباره عثمان :

علّامه امينى از 18 كتاب مهمّ اهل سنّت 22 روايت كه حاكى از نظر عايشه درباره عثمان است را مىآورد كه نشانگر اين استكه عايشه او را تغييردهنده رويه پيامبر ، كافر ، ظالم ، شايسته مرگ ، دانسته و دائم بر عليه او تبليغ مىكرده و اميد داشته طلحه كه هم‌قبيله او بوده بعد از عثمان به خلافت برسد ولى وقتى به سرزمين سرف مىرسد مىفهمد مردم بعد از قتل عثمان با حضرت على ( عليه السّلام ) بيعت كردند . مىگويد : اگر آسمان بر زمين فرود مىآمد بهتر بود