بر خلاف چند لحظه قبل خونخواه عثمان شده و به مكّه برمىگردد و به تحريك مردم عليه حضرت على ( عليه السّلام ) مىپردازد و جنگ جمل را با همدستى طلحه و زبير به پا مىكند كه چند نمونه آن به شرح زير است :
1 - ابن سعد در طبقاتش ( 5 / 25 ) آورده وقتى عثمان در محاصره بود عايشه تصميم گرفت به حج رود . مروان و زيد بن ثابت و عبد الرّحمان بن عتاب نزد او رفتند و گفتند : مىبينى كه عثمان در محاصره است تو نفوذى دارى كه ميتوانى از او دفاع كنى ، عايشه گفت : من بار سفر بستهام و نمىتوانم بمانم مروان شعرى خواند به اين مضمون : كشور را بر عليه من به آتش كشيد و چون شعلهور شد راه خود گرفت . عايشه بر او پرخاش كرد : اى مروان كه برايم شعر مىآورى بدانكه به خدا دلم مىخواست تو و عثمان بپاى هركدام سنگى بسته مىبود به دريا مىافتاديد و سپس به طرف مكّه به راه افتاد .
2 - بلاذرى در انساب الاشراف ( 5 / 70 ) آورده عايشه در راه مكّه به عبد اللّه بن عباس برخورد كرد و به او گفت : ابن عباس خدا به تو عقل و قدرت بيان داده مبادا مردم را از تعرّض به اين ديكتاتور ( عثمان ) بازدارى .
3 - وقتى عثمان به عايشه اعتراض كرد چرا عراقيان را به خانه راه داده ؟ عايشه كفش پيامبر ( ص ) را برافراشت و فرياد زد : رويه صاحب اين كفش را ترك كردهاى .
4 - ابن ابى الحديد در شرحش ( 7 / 77 ) گويد : تمام مؤرخان همداستانند كه عايشه از تندروترين مخالفان عثمان بود بطوريكه جامه پيامبر ( ص ) را در خانهاش آويخته بود و هركس وارد مى شد مىگفت : اين جامه هنوز نفرسوده و عثمان سنّت پيامبر ( ص ) را تغيير داده است و گفتهاند :
نخستين كسى كه عثمان را نعثل لقب داد عايشه بود كه مىگفت : نعثل را بكشيد خدا او را بكشد .
معنى نعثل : ابن اثير ، فيروزآبادى و ابن منظور گويند : نعثل يعنى پيرمرد احمق و نعثل يك پيرمرد يهودى ساكن مدينه بود و در حياه الحيوان حافظ آمده : نعثل به درندگان نر گويند .
5 - طبرى از دو طريق روايت كرده چون عايشه در بازگشت از مكّه به سرف ( 6 مايلى مكّه )
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 803
مساهمون: رضا معراجي
ص٨٠٣