در مال را ايراد نگرفته است . 3 - وقتى معاويه 300 دينار زر براى ابو ذر فرستاد . گفت : اگر مستمرى امسالم است قبول ميكنم و اگر از خود بخشش كردهاى نمىپذيرم و منظور ابو ذر اين بود كه اينرا اگر از اموال بيت المال مىبخشى نمىپذيرم زيرا بخشش بايد مال خالص خود انسان باشد نه از ديگران .
4 - احاديثى كه ابو ذر براى مردم مىخواند اصل مالكيت را تثبيت مىكند كه چند نمونه آن :
1 - ما من رجل يموت فيترك غنما اوابلا او بقرا لم يؤدّ زكاته الّا جاءت يوم القيامة اعظم ما تكون و اسمن حتّى تطأه باضلافها و تنطحه بقرونها :
هيچ مردى نيست كه بميرد و از خود گوسفند يا شتر يا گاوى بهجا گذارد كه زكات آن را نداده باشد مگر اينكه آن حيوان در روز قيامت فربهتر از آنچه بوده بيايد و با سم شكافته خود او را لگدمال كرده و با شاخهاى خود او را شاخ بزند ( مسند احمد 5 / 152 ، سنن ابن ماجه 1 / 544 و . . . )
2 - قال ابو ذر قلت يا رسول اللّه ذهب الاغنياء بالاجر يصلّون و يصومون و يحجّون قال و انتم تصلّون و تصومون و تحجّون قلت يتصّدقون و لا نتصدّق قال و انت فيك صدقة رفعك العظم الطّريق صدقة و هدايتك الطّريق صدقة و عونك الضّعيف بفضل قوتك صدقة و بيانك عن الارتم صدقة و مباضعتك امرأتك صدقة قال قلت يا رسول اللّه نأتى شهوتنا و نؤجر ؟ قال ا رايت لو جعلته فى حرام اكان تأثمّ ؟ قال قلت . نعم قال فتحتسبون بالشّر و لا تحتسبون بالخير و فى رواية قال انّ بكلّ تسبيحة صدقة و بكل تحميده صدقة :
ابو ذر گويد : گفتم اى رسولخدا ثروتمندان پاداشها را بردند نماز مىگزارند روزه مىگيرند حج بهجا مىآورند فرمود : شما نيز نماز مىخوانيد روزه مىگيريد حج مىكنيد . گفتم : آنان زكات و صدقه مىدهند و ما نمىدهيم . فرمود : تو هم مىتوانى صدقه بدهى ، اگر استخوانى را از سر راه ديگران بردارى صدقه دادهاى ، اگر راهى را به كسى نشان دهى صدقه دادهاى ، اگر زيادى خوراكت را به نيازمندان دادى صدقه دادهاى ، اگر براى كمك به كسى كه بهخاطر آفتى در زبان درست نمىتواند سخن بگويد به روشنگرى پرداختى صدقه دادهاى ، اگر
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 783
مساهمون: رضا معراجي
ص٧٨٣