برود ولى مروان به عثمان گفت : اگر برود ، شام را مىشوراند و عثمان هم او را به اقامت اجبارى در مدينه مجبور ساخت ، كه وى سه سال در مدينه ماند و بعضى نوشتهاند تحتنظر سعد بن ابى وقاص بود و دو سال عثمان دستور داد حقوق او را از بيت المال قطع كردند و در مرضى كه به مرگش انجاميد عثمان بديدار او آمد و پرسيد چه ناراحتى دارى ؟ گفت : از گناهانم . پرسيد چه مىخواهى ؟ گفت : رحمت پروردگارم پرسيد نمىخواهى طبيبى به بالينت بياورم ؟ گفت : طبيب مرا بيمار ساخته است . پرسيد نمىخواهى دستور بدهم حقوقت را بپردازند ؟ گفت : وقتى به آن احتياج داشتم آن را قطع كردى و اينك كه به آن احتياج ندارم مى خواهى بپردازى ؟ گفت : براى دخترانت مىماند . گفت : به آنها دستور دادهام هرشب سوره واقعه را بخوانند و از پيامبر ( ص ) شنيدهام كه هركس هرشب سوره واقعه را بخواند هرگز تنگدست نمىشود ، عثمان گفت : در حقّم دعا كن و از خدا برايم آمرزش بخواه . ابن مسعود گفت : از خدا مىخواهم حقّم را از تو بگيرد و وصيت كرد عثمان بر او نماز نخواند ، وقتى مرد او را در قبرستان بقيع دفن كردند و عمّار بر او نماز خواند ، وقتى عثمان فهميد خشمگين شد و گفت : قبل از آنكه من مطلع شوم بر او نماز گذارديد ؟ عمّار ياسر در جواب گفت : او وصيت كرده كه تو بر او نماز نخوانى .
( منابعى كه علّامه امينى مطالب فوق را از آن نقل كرده انساب الاشراف بلاذرى 5 / 36 ، حليه الاولياء ابو نعيم 1 / 138 ، استيعاب 1 / 373 ، ابن كثير در تاريخش 7 / 163 ، مستدرك حاكم 3 / 313 ، يعقوبى در تاريخش 2 / 147 ، تاريخ الخميس 2 / 268 ) ، واقدى و ابن ابى الحديد در شرح خود ( 1 / 237 ) از قول محمّد بن اسحاق آورده كه عثمان بخاطر اينكه عبد اللّه بن مسعود ابو ذر را دفن كرده بود 40 تازيانه بر او زد .
720 - شخصيّت و مقام عبد اللّه بن مسعود در قرآن :
مسلم و ابن ماجه از قول سعد بن ابى وقاص آوردهاند كه آيه 52 سوره انعام كه خداوند به