طبرى دروغهائى دراينباره ساختهاند كه علّامه امينى پاسخ داده است .
717 - نظريه ابو ذر درباره اموال :
1 - ابو ذر مخالف تجمع هرثروتى نبود بلكه مخالف ثروتهاى عمومى بود كه بدست عدّهاى خاص افتاده بود و در راه اصلاح مردم به كار نمىرفت . مخالفت مىكرد با معاويه و ثروت اندوزى از بيت المال و هرروز در سراى او آيه :
الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ . . .
فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ
را مىخواند او مخالف ثروت مروان بود كه عثمان يكپنجم اموال فتح افريقيه را به مبلغ 500000 هزار دينار به او بخشيد يا عبد الرّحمان بن عوف كه چندان طلا و نقره گذاشت كه با تبر شكستند ، يا مانند طلحه و زيد بن ثابت و غيره كه در نكات 696 تا 708 گذشت و گرنه وقتى مقداد خانهاى ساخت در مدينه بيرون و درون آن را گچكارى كرد . به او حرفى نزد ( مروج الذهب 1 / 434 )
يا بخششهاى هزارهزار قيس بن سعد را ايراد نگرفت يا مانند ابو سعيد خدرى كه گفت : هيچ خاندانى در انصار را نشناسم كه ثروتش از ما بيشتر باشد . ( صفوه الصفوه 1 / 300 ) و . . . كه خود اهل سنّت در منابع خود آوردهاند اينها را ابو ذر ايراد نگرفت زيرا او مخالف اموالى كه از حلال جمع شود و خمس و زكات آن پرداخت بشود نبود .
2 - اينكه ابن كثير آورده ابو ذر مىگفت : هركس از قوت خود زياد آورد بايد صدقه بدهد اين هم دروغ است زيرا ابو ذر آگاه به قانون زكات بود و مگر دادن زكات بجز توانگرى ممكن است ؟ سپس علّامه امينى به بررسى نمونه آيات زكات و انفاق پرداخته است كه همگى گواه است بايد مالى باشد تا انسان اقدام به زكات كند .
718 - ابو ذر و مكتب كمونيست :
علّامه امينى با انتقاد از جوابيه هئيت فتوادهندگان الازهر كه در شماره 2 از سال اوّل نامه مصرى الوقت كه در سال 1367 چاپ شده و در آن به بررسى