تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 784

مساهمون:

ص٧٨٤
با همسر خود آميزش كنى صدقه داده‌اى ، گفتم : ما خواهش شهوت برمىآوريم پاداش مى بريم ؟ فرمود : آيا اگر از حرام كام مىگرفتى گناه‌كار نبودى ؟ گفتم : آرى فرود پس مىشود كه كار شما را از بد شمار آرند و از راهى نيك بشمار نياورند ؟ و در روايت ديگر فرمود : به هر سبحان اللّه و هرالحمد للّه صدقه است .

فصل چهارم عثمان و برخورد با عبد اللّه ابن مسعود

719 - عثمان ابن مسعود را از مسجد بيرون انداخت :

در منابع اهل سنّت آمده است عبد اللّه ابن مسعود بخاطر تغيير سنّت پيامبر به صورت اعتراض كليد خزانه كوفه را نزد وليد بن عقبه فرماندار كوفه انداخت و گفت : هركه دين خدا را تغيير دهد خدا بر او خشم گيرد و . . . وليد بن عقبه نيز گزارش كار او را به عثمان نوشت ، عثمان دستور داد او را به مدينه بفرستد و در حالى كه مردم كوفه مقدارى او را بدرقه كردند و گفتند : خدا تو را پاداش نيك دهد كه به ما قرآن آموختى و بىسوادهايمان را علم آموختى و پايه دانشمندانمان را استوار ساختى و . . . كوفه را به قصد مدينه ترك كرد ، وقتى وارد مدينه شد به مسجد رفت كه عثمان بالاى منبر در مسجد سخنرانى مىكرد وقتى وارد شد عثمان او را ديد و گفت : اى مردم حيوانكى سراغ شما آمده كه هركس بر خوراكش بگذرد مدفوع مىريزد ابن مسعود گفت : من چنان كه گفتى نيستم بلكه يار پيامبر در بدر و خندق و حنين و بيعت رضوان هستم . عايشه به عثمان اعتراض كرد : به يار پيامبر چنين مىگوئى ؟ عثمان به عايشه گفت : ساكت شو و به عبد اللّه بن زمعه غلامش گفت : ابن مسعود را با خشونت بيرون كن . وى نيز او را بر دوش بلند كرد و تا درب مسجد برد و به زمين زد كه يكى از دنده‌هايش شكست . على ( عليه السّلام ) به عثمان اعتراض كرد و ابن مسعود را به منزل رسانيد وقتى ابن مسعود شفا يافت تصميم گرفت به جهاد