پاسخ گفته است كه چكيده بعضى از آنها به شرح زير است :
1 - بلاذرى پس از نقل تبعيد ابو ذر توسط عثمان ، سخن ابن مسيّب را آورده كه ابو ذر با ميل خود به ربذه رفت در حالى كه اين باخبر صحيح پيامبر كه به ابو ذر فرمود : تو را از اين شهر بيرون مىكنند و ساير احاديث ناسازگار است .
2 - طبرى در تاريخ خود در شرح حوادث سال سى هجرى گويد : درباره داستان تبعيد ابو ذر مطالبيست كه خوش ندارم بيان كنم .
علّامه امينى ضمن يادآورى دروغهاى بهمبافته ابن جرير طبرى گويد : وى از زبان سيف بن عمر كه از چشم همه محدّثان افتاده هفتصد و يك گزارش براى سالهاى يازدهم تا سى و هفتم يعنى دوران سه خليفه آورده تا تاريخ را دگرگون كند .
3 - ابن اثير جزرى در كامل خود به پيروى از طبرى رفته و گفته : در داستان تبعيد ابو ذر حرفهائى زده شده كه صحيح نيست و اگر درست باشد بايد توجيه كرد كه امام مىتواند زيردستانش را ادب كند . كه بايد در جواب ابن اثير گفت : بايد مروان را ادب مىكرد كه لكه ننگى بود و حتّى نائله دختر فرافصه همسر عثمان به عثمان گفت : مروان را نزد مردم دوستى نيست و اگر از او فرمان ببرى مردم ترا مىكشند . گفت : چه كنم ؟ گفت : على ( عليه السّلام ) را بخواه اصلاح كار از او بخواه كه هم با تو خويشاوند است و هم مردم به حرف او گوش مىدهند . ( كامل ابن اثير 3 / 69 ، تاريخ طبرى 5 / 112 ) نه ابو ذر صحابى پيامبر كه مقامش معلوم است .
4 - ابن كثير دمشقى هم در البدايه و النهايه ( 7 / 155 ) در توجيه كار عثمان گفته : نظر ابو ذر اين بود كه اگر كسى از قوتش چيزى زياد آورد واجب است صدقه دهد و به ميل خودش خواست در ربذه ساكن شود و عثمان به او اجازه داد و گفت : گاهگاهى به مدينه بيا كه درباره نظريه ابو ذر درباره اموال در نكته بعدى پرداخته مىشود ، ولى درباره اينكه به ميل خود به ربذه رفت احاديث صحيح پيامبر و ساير صحابه جوابگوى آنست در مورد بيرونكردن او از مدينه نيز قابل انكار نيست و ابو ذر هم بعد از تبعيد طبق اخبار موثق به مدينه سر نزد اگرچه دروغسازانى چون
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 780
مساهمون: رضا معراجي
ص٧٨٠