تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 777

مساهمون:

ص٧٧٧
اين قوم ترا از دنيايشان بازداشتند و تو ايشان را از دست برد به دينت بازداشتى ، چقدر تو بى نيازى از آنچه ( دنيا ) از تو دريغ كردند و چقدر آنها نيازمندند به آنچه ( دين ) تو از ايشان بازگرفتى ، از خدا صبر و پيروزى بخواه و از بيتابى و آزمندى به او پناه ببر زيرا صبر از ديندارى و بزرگواريست ، نه آزمندى روزى را پيش اندازد و نه بىتابى مرگ را به تأخير اندازد . همچنين عمّار ياسر و عقيل سخنانى گفتند كه علّامه امينى در الغدير ( 8 / 300 ) آورده است علاقمندان مراجعه كنند .

715 - نگاهى به شخصيّت ابو ذر :

1 - علّامه امينى چهار حديث از منابع اهل سنّت مانند صحيح مسلم ( 7 / 156 ) ، مستدرك حاكم ( 3 / 338 ) و . . . آورده كه ابو ذر گفت : من سه سال قبل از مسلمان شدن نماز مى خواندم . عبد اللّه بن صامت پرسيد : براى چه‌كسى ؟ گفت : براى خدا پرسيد به كدام سومى ايستادى ؟ گفت : به هرسو خدا روى مرا به آن بگرداند و بعد كه به او گفتند : پيامبر در مكّه ظهور كرده برادرش را فرستاد براى تحقيق وقتى برگشت و گفت : پيامبر مردم را امر به معروف و نهى از منكر مىكند ابو ذر به مكّه شتافت و چهارمين يا پنجمين ( به اختلاف روايات ) كسى بود كه به پيامبر ايمان آورد . 2 - در دانش به جائى رسيد كه به نقل ابو عمر در استيعاب ( 1 / 83 ) آورده از حضرت على ( عليه السّلام ) درباره ابو ذر سئوال شد فرمود : ذلك رجل وعى علما عجز عنه النّاس ثمّ اوكأ فيه فلم يخرج شيئا منه : او مرديست دانشى در دل نگاه داشت كه ديگران از حفظ آن ناتوان شدند پس آن را در خويش حمل كرد بگونه‌اى كه چيزى از آن از دستش نرفت . 3 - در راستگوئى او پيامبر فرمود : ما تقلّ الغبراء و لا تظلّ الخضراء من ذى لهجة اصدق و لا افى من ابى ذر شبيه عيسى بن مريم فقال عمر بن اخطاب يا رسول اللّه فنعرف ذلك له ؟ قال نعم فاعرفوه له :