1 - هلاك هذه الامّة على يدا غيلمة من قريش 2 - انّ فساد امّتى على يدى غلمة سفهاء من قريش ( مستدرك حاكم 4 / 479 )
پيامبر فرمود : هلاكت اين امّت بدست كودكانى از قريش مىباشد و فرمود : همانا فساد امّت من بدست كودكان بىخرد قريش است و عثمان تا حدى پيشرفت كه به نقل مسند احمد ( 1 / 62 ) از طريق سالم بن ابى الجعده آورده عثمان در جمع ياران پيامبر كه عمّار ياسر هم بود گفت :
اگر كليدهاى بهشت بدست من باشد به بنى اميّه مىدهم تا آخرينشان وارد شوند . اما عثمان به اهدافش نرسيد و بنى اميّه از يادها رفتند و كسى را نمىيابى خود را به خاندان ابو سفيان بچسباند و ياد نيكو براى خاندان حضرت على ( عليه السّلام ) باقى ماند .
فصل سوّم : عثمان و برخورد با ابو ذر
712 - عثمان ابو ذر را به ربذه تبعيد كرد :
بلاذرى روايت كرده چون عثمان به حارث بن حكم 300000 درهم و به زيد بن ثابت 100000 درهم داد ابو ذر آنها را به عذاب الهى مژده داد و آيه 32 توبه را خواند ، مروان اين را به عثمان رسانيد ، او هم غلامش ناتل را فرستاد پيش ابو ذر كه از اين سخنان دست بردار ، ابو ذر گفت : من خشم خدا را با خشنودى عثمان بدست نمىآورم ، عثمان در دل گرفت ، تا روزى پرسيد : آيا رواست كه امام چيزى از مال مسلمانان بردارد و چون توانگر شد بپردازد ؟ كعب الاحبار گفت :
عيبى ندارد ، ابو ذر گفت : اى يهودىزاده تو دين ما را به ما مىآموزى ؟ عثمان گفت : چه باعث شده كه عليه ياران ما برانگيختهاى ؟ به واحد نظامىات ملحق شو ، و واحد نظامى او در شام بود و به درخواست خودش براى جهاد آنجا رفته بود و حال براى حج آمده بود و با اجازه عثمان در مدينه كنار پيامبر مانده بود ، در شام نيز معاويه 300 دينار طلا برايش فرستاد ، گفت : اگر حقوق عقبافتاده امسالم است مىپذيرم و اگر بخشش است به آن نيازى ندارم و در پاسخ حبيب بن