اسب بر لگامش باد و . . . ) هنگام خداحافظى ، ابو ذر گريست و به حضرت على گفت : وقتى شما خانواده را مىبينم به ياد پيامبر مىافتم حضرت على ( ع ) به او فرمود :
يا ابا ذر انك غضبت للّه فارج من غضبت له انّ القوم خالفوك على دنياهم و خفتهم على دينك ستعلم من الرّابح غدا و الاكثر حسدا و لو انّ السّماوات و الارضين كانتا على عبد رتقا ثمّ اتقى اللّه ليجعل اللّه له منهما مخرجا لا يؤنسنّك الّا الحقّ و لا يوحشنّك الّا الباطل فلو قبلت دنياهم لا حبّوك و لو قرضت منها لا منّوك : ( نهج البلاغه 1 / 247 ) اى ابو ذر تو براى خدا خشم گرفتى ، پس از همانكه برايش خشم گرفتى اميدوار باش همانا اين مردم بخاطر دنيايشان با تو مخالفت كردند و تو براى دينت ترسيدى . . .
فردا خواهى دانست چهكسى سود برده و چهكسى بيشتر رشك برده و اگر آسمانها و زمين بر بندهاى بسته باشد و تقواى الهى پيشه كند ، خدا فرجى از آندو برايش بگشايد ، جز به حق انس مگير و از باطل وحشت نكن ، تو اگر دنياى اينها را قبول مىكردى ترا دوست مىداشتند و اگر چيزى از دنيا براى خود برمىگرفتى تو را امان مىداشتند .
714 - سخنان امام حسن و امام حسين ( عليهما السّلام ) هنگام بدرقه ابو ذر :
امام حسن ( ع ) نيز به ابو ذر فرمود :
يا عمّاه . . . وقداتى من القوم اليك ما ترى فصنع عنك الدّنيا يتذكّر فراغها و شدّة ما اشتدّ منها برجاء ما بعدها و اصبر حتّى تلقى بنبيّك ( ص ) و هو عنك راض .
اى عمو . . . از اين دسته به تو چيزها رسيد كه مىبينى پس دست دنيا را از خود ( با تهى شدن از آن ) بازدار و سختىهاى آن را با اميدوارى به آينده آن شكيبائى كن ، تا پيامبر را در حالى كه از تو راضى است ملاقات كنى . و امام حسين ( عليه السّلام ) به او فرمود :
يا عمّاه انّ اللّه قادر ان يغيّر ما قد ترى انّ اللّه كلّ يوم هو فى شأن و قد منعك القوم دنيا هم و منعتهم دينك فما اغناك عما منعوك و احوجهم الى ما منعتهم ؟ فاسال اللّه الصّبر و النّصر و استعذ به من الجشع و الجزع فانّ الصّبر من الدّين و الكرم و انّ الجشع لا يقدّم رزقا و الجزع لا يؤخّر أجلا :
اى عمو خداوند توانائى دگرگون ساختن آنچه مىبينى را دارد ، خداوند هرروز در كاريست ،