تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 750

مساهمون:

ص٧٥٠
مسلمين به اين كار عبيد اللّه معترض شدند چرا مسلمانى را بىگناه كشتى ؟ او حتّى ميخواست همه برده‌ها را بكشد شمشير را از او گرفتند عثمان نيز با او درافتاد كه چرا چنين كردى ؟ ولى وقتى عثمان به خلافت رسيد علىرغم تاكيد حضرت على ( عليه السّلام ) و مقداد و . . . كه بايد عبيد اللّه قصاص شود او را آزاد كرد و خون هرمزان و دختر ابو لوء لوء پايمال شد . و چون ايراد بر عثمان بالا گرفت عبيد اللّه را به كوفه فرستاد و مالى به او بخشيد كه زندگى كند چون حضرت على ( عليه السّلام ) به خلافت رسيد او را تعقيب كرد و او به شام گريخت و در جنگ صفين به جنگ حضرت على ( ع ) آمد حضرت على ( عليه السّلام ) علّت آن را پرسيد گفت : به خونخواهى عثمان آمدم حضرت على ( عليه السّلام ) فرمود : تو خون عثمان مىخواهى و خدا از تو خون هرمزان را مىخواهد و به مالك اشتر دستور داد به جنگ او رود ( مروج الذهب 2 / 12 ) علّامه امينى : 1 - عثمان به نظر حضرت على ( عليه السّلام ) و مقداد و ساير افراد اعتناء نكرد و به مشورت عمرو عاص عبيد اللّه را رها كرد . 2 - عثمان حتّى از فرمان خليفه قبلى هم سرپيچى كرد كه گفت : اگر دليل نياورد بايد كشته شود . 3 - بهانه‌تراشى براى عثمان و حتّى براى خارج كردن او از اين بن‌بست كه طبرى در تاريخش ( 5 / 43 ) يك فرزند خيالى بنام قماذيان ساخته كه از خون پدرش گذشت كارساز نيست زير عثمان روى منبر مسجد گفت : هرمزان وارثى ندارد كه خوانخواهى او كند و . . . سپس علّامه امينى بتفصيل اين بهانه را پاسخ گفته است و زنجيره آن را بررسى كرده است كه قابل قبول محدّثين نيست و اگر درست بود حضرت على ( عليه السّلام ) او را تعقيب نمىكرد .

679 - عثمان و حكم جنابت

مسلم در صحيح خود ( 1 / 142 ) و ديگران آورده‌اند كه خالد جهنى گفت : من از عثمان پرسيدم اگر كسى با زنش آميزش كند و نطفه‌اى بيرون نيايد چه كند ؟ عثمان گفت : آلت خود را بشويد و همانگونه كه براى نماز وضو مىگرفت وضو بگيرد .