683 - برداشت عثمان درباره خواندن حمد و سوره در نماز
ملك العلماء در بدايع الصنايع ( 1 / 111 ) مىنويسد : عمر در نماز شام در يكى از دو ركعت نخستين حمد و سوره نخواند و آن را در ركعت آخر بلند خواند و عثمان نيز در نماز خفتن در دو ركعت نخست حمد و سوره را نخواند و در ركعت آخر آن را بلند خواند .
علّامه امينى با بيان اينكه آنچه عمر و عثمان در نماز مغرب و عشاء انجام دادند از دو جهت خلاف سنّت پيامبر بوده است : 1 - خواندن يك يا دو ركعت نماز بدون حمد و سوره . 2 - دو بار خواندن حمد در يك يا دو ركعت . يك بار براى خود آن ركعت و بار دوّم براى جبران آنچه در ركعتهاى قبل كه نخوانده است . آنگاه سى روايت از منابع اهل سنّت مانند : صحيح ترمذى ( 1 / 32 ) ، سنن ابن ماجه ( 1 / 277 ) ، مسند احمد ( 6 / 142 ) صحيح مسلم ( 1 / 155 ) ، صحيح بخارى ( 1 / 302 ) و . . . آورده كه گوياى خلاف سنّت عملكردن آنها بوده است كه يك نمونه آن ابو سعيد خدرى از پيامبر آورده : هركس در هريك از ركعات حمد و سوره را نخواند نمازش درست نيست چه از نمازهاى واجب باشد يا نه ( صحيح ترمذى 1 / 32 ، سنن ابن ماجه 1 / 277 ، كنز العمال 5 / 95 ) سپس علّامه امينى نظرات بزرگان مذاهب اهل سنّت را آورده است كه نماز بدون حمد را نماز ندانستهاند و اضافه مىكند و اينكه حمد و سوره را در ركعات بعد دوباره خواندند نيز بر بنيانى استوار نيست و خلاف سنّت پيامبر بوده است .
684 - عثمان خلاف قرآن حكم مىكند .
از زبان ابو مهلب آوردهاند عثمان نوشت به من گزارش رسيده گروهى براى بازرگانى يا فراهم آوردن باج يا چرانيدن چارپايان بيرون مىروند و نماز را شكسته مىخوانند . نماز شكسته فقط براى كسى است كه او را درپى كارى فرستاده باشند يا در مقابل دشمن باشد . علّامه امينى گويد : نماز در مقابل دشمن كه توأم با ترس باشد دستور خاصّ خود را دارد ولى طبق آيه 101 سوره نساء نماز را شكسته خواندن شامل مطلق سفر مىشود و بر همين سيره رفتهاند همه مسلمانان و به گزارشى كه از حضرت على ( عليه السّلام ) آوردهاند بازرگانان از پيامبر پرسيدند