رسم كرد بطوريكه عبد اللّه بن عمر چون با مردم در منى نماز مىخواند چهار ركعتى مىخواند و چون تنها مىخواند دو ركعتى مىخواند . و وقتى به عثمان گفتند چرا ؟ در مقابل سه بهانه را مطرح كرد 1 - من از مكّه زن دارم كه جواب آن اين استكه مگر مهاجرين زنانشان از مكّه نبودند كه به پيروى از پيامبر وقتى به مكّه مىآمدند نماز را شكسته مىخواندند و اگر بگويد :
چون به مكّه آمدم زن گرفتم او كه در احرام بود و در حال احرام ازدواج حرام است و تازه كجا پيامبر فرموده هركس از جائى زن گرفت نمازش در آنجا تمام است ؟ 2 - بهانه دوّم عثمان اين بود من در طائف دارائى دارم كه اين نيز پذيرفته نيست از طائف تا مكّه چند روز راه بود و او از اهل طائف نبود از مردم مكّه بود كه از آنجا كوچ كرده بود و تازه اصحاب پيامبر كه در مكّه دارائى داشتند چون نمىخواستند آنجا اقامت كنند نمازشان را شكسته مىخواندند 3 - بهانه سوم كه آورده گفته مىترسم تازه مسلمانان يمن فكر كنند نماز هركس كه در شهر خودش هم هست دو ركعت است نيز پذيرفتنى نيست زيرا در زمان پيامبر و ابو بكر و عمر اين ترس بيشتر جا داشت در حالى كه نماز را شكسته خواندند علّامه امينى از منابع مهمّ اهل سنّت مانند مسند احمد حنبل ( 4 / 271 ) ، مجمع الزوائد ( 2 / 155 ) ، صحيح مسلم از ( 26 ) ، صحيح بخارى ( 1 / 260 ) سنن بيهقى ( 3 / 136 ) و . . . بيست و سه حديث آورده است كه پيامبر و اصحاب او نماز را در سفر دو ركعتى خواندهاند و اين راه را بر تمام توجيهاتى كه براى چهار ركعتى خواندن عثمان كردهاند مىبندند و بتفصيل بهانههاى آنها را بررسى و نادرستى آن را مطرح كرده است .
676 - عثمان و فرماندار شرابخوارش
بلاذرى در الانساب ( 5 / 33 ) از محمّد بن سعد از ابو اسحاق همدانى آورده كه وليد پسر عقبه شراب خورد و نماز صبح را دو ركعت خواند ( در گزارشهاى ديگر آمده چهار ركعت خواند ) و روى به مردم كرد كه اگر خواستيد برايتان بيشتر بخوانم سپس ابو زينب و جندب بن