حضرت گفتند : با عمر و ابو بكر چگونهاى ؟ فرمود : من از آندو بىنياز نيستم زيرا آندو همچون چشم و گوش دين هستند .
علّامه امينى : 1 - حاكم در مستدرك ( 3 / 74 ) گفته : اين حديث را فقط حفص بن عمر عدنى از زبان مسعر نقل كرده است و نسائى و ابن عدى و ابن حبان و ابن معين و ابو داود عقيلى و ديگران احاديث او را بىپايه و غير مورد اطمينان و ناسازگار و سست و متروك دانستهاند ( ميزان الاعتدال 1 / 262 ، تهذيب التهذيب 2 / 410 ) 2 - آنها چه كارهائى مىتوانستند آموزش دهند كه در لغت كلاله - شكيات نماز و . . . محتاج ديگران شدند ؟ 3 - چگونه نياز پيامبر به آنها برآورده مىشد ؟ 4 - آنها به چه خصلتى چشم و گوش دين شدند به شجاعت در جنگها به علم و دانش در قرآن و سنّت ؟ و . . . مضافا ابو عمر در استيعاب ( 1 / 146 ) حديثى بدون زنجيره از پيامبر آورده كه گفت : ابو بكر و عمر نسبت به من چون چشم و گوش هستند نسبت به سر ، و گفته اسناد حديث ضعيف است .
644 - مقام ابو بكر نزد خدا
از ابن عباس نقل كردهاند ابو بكر با پيامبر در غار ثور بود به سختى تشنهاش شد به پيامبر از تشنگى شكايت كرد ، پيامبر فرمود : انتهاى غار سيراب شو . ابو بكر گفت : رفتم آبى آشاميدم شيرينتر از عسل سفيدتر از شير و خوشبوتر از مشك . برگشتم نزد پيامبر پرسيد : نوشيدى عرض كردم بلى فرمود : تو را بشارت ندهم ؟ عرض كردم آرى . فرمود : خدا فرشتهء مأمور جوى هاى بهشتى را دستور داد كه رشتهاى از بهشت فردوس به انتهاى اين غار بكشد تا تو از آن بنوشى عرض كردم آيا مرا نزد خداوند چنين مقامى هست فرمود : نعم و افضل و الّذى بعثنى بالحقّ نبيّا لا يدخل الجنّة مبغضك و لو كان له عمل سبعين نبيّا ( رياض النضره 1 / 70 ، مرقاه الوصول صفحه 114 )
علّامه امينى : 1 - چرا اين حديث از نظر حافظان حديث و مؤرخين پنهان بوده است و تنها سيوطى در خصايش ( 1 / 187 ) آورده و اضافه كرده ابن عساكر آنرا با زنجيرهاى بىپايه نقل كرده ؟ 2 - چرا خود پيامبر و ابو بكر چيزى از آن جريان نقل نكردهاند ؟ علّامه امينى اضافه