مىكنند و قرآن را نادرست تاويل مىنمايند . . . ابو بكر گفت : اى رسولخدا ؛ خدا چه كيفرى مىدهد به دشمنان ما فرمود : همين بسكه ابليس از خدا امان مىخواهد كه به آن عذاب نشود .
ابو بكر گفت : براى دوستان ما چه پاداشى است فرمود : بايد خود شما ارمغانى از كارهايتان را به آنان بدهيد و سپس ابو بكر يكچهارم پاداش همه كارهايش را و عمر نيز يكچهارم پاداش كارهايش را تا آخر عمر به دوستداران خود اهداء كردند و آن را نوشتند و جبرئيل نازل شد آن را به آسمان نزد خدا برد . . . ( عمده التحقيق عبيدى مالكى صفحه 150 ) .
علّامه امينى بيش از ده اشكال به اين داستان خيالى و مانند آن وارد ساخته است از جمله :
1 - عذاب دشمن ابو بكر بيشتر از عذاب دشمن خدا و همه پيامبران و اولياء يعنى ابليس است !
2 - ابليس كه از عذاب دشمنان ابو بكر و عمر به خدا پناه مىبرد مگر ابليس از دوستان آنها است ؟ ابليس كه دشمن همهء مومنان است ؟ 3 - پيشوايان حديث ذكرى از اين حديث نمىكنند تا قرن 11 كه عبيدى مالكى در كتابش بيان كرده .
642 - ابو بكر در قاب قوسين
بلغنا انّ النّبىّ لمّا كان قاب قوسين او ادنى اخذته وحشة فسمع فى حضرة اللّه تعالى بصوت ابى بكر فاطمأنّ قلبه و استأنس بصوت صاحبه ( عمده التحقيق عبيدى مالكى صفحه 154 ) به ما رسيده پيامبر چون به جائى رسيد كه تا قرب حق به اندازه دو كمان يا كمتر بود وحشتى پيدا كرد سپس پيامبر در محضر ربوبى صداى ابو بكر را شنيد و دلش آرام گرفت و به آواى دوستش انس پيدا كرد .
علّامه امينى : پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) كه تنها به خدا انس مىگرفت چگونه در نزديكترين جايگاه انس با او مىترسد ؟
643 - ابو بكر و عمر گوش و چشم دين
از حذيفه بن يمان نقل كردهاند گفت : از پيامبر شنيدم كه مىگفت : بر آن شدم افرادى را به اطراف بفرستم تا كارهاى نيك را به مردم بياموزند همانطور كه عيسى حواريون را مىفرستاد به