تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 708

مساهمون:

ص٧٠٨
در صواعق صفحه 5 آن‌را آورده است و گفته درستى آن به گردن او است و عجلونى در كشف الخفاء ( 1 / 233 ) مىنويسد ابن حجر و سيوطى گفته‌اند اين حديث ساختگى و دروغ است . 2 - اين حديث را به دروغ ساخته‌اند در مقابل آنچه سيوطى در الدر المنثور ( 1 / 60 ) و ديلمى در مسند الفردوس از حضرت على ( عليه السّلام ) روايت كرده كه گفت : از پيامبر از معنى كلمات در
فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ
( بقره 37 ) پرسيدم فرمود : « . . . جبرئيل به آدم گفت : بگو خدايا از تو مىخواهم به حقّ محمّد و آل محمّد . . . مرا بيامرزى و ابن النّجار از ابن عباس نقل كرده گفت : از پيامبر از معنى كلمات كه آدم از خدا دريافت كرد پرسيدم فرمود : از خدا خواست به حق محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين توبهء مرا بيامرز و او هم پذيرفت ( الدر المنثور 1 / 60 ) و ابو الفتح محمّد بن على نطنزى در خصايص خود از ابن عباس آورده پس از سجده فرشتگان به آدم ، آدم به خدا عرض كرد آيا آفريدگانى آفريده‌اى كه از من نزد تو گرامىتر باشند ؟ فرمود : آرى و اگر آنان نبودند ترا خلق نمىكردم و وحى كرد پرده‌ها كنار رفت آدم پنج‌شبه در پيشاپيش عرش ديد و از خدا پرسيد اينان كيانند ؟ فرمود : اين محمّد پيامبر من و اين امير المومنان على پسرعمو و جانشين او و اين فاطمه دختر پيامبر من و اين دو حسن و حسين دو پسر على و دو فرزند پيامبرند . آدم شاد شد و چون لغزشى از او سر زد خدا را به آنها خواند و اين همان كلماتى بود كه از خدا دريافت كرد كه خدايا به حقّ محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين مرا بيامرز و خداوند هم او را آمرزيد . 3 - اهل سنّت آورده‌اند عمر كه يكى از اينهاست وقتى خشكسالى شد و با مردم براى نماز باران بيرون رفتند گفت : اى خدا ترا به آبروى عموى پيامبرت ( عباس ) خشكسالى را از ما دور كن و ما را از باران سيراب كن و عباس هم دعا كرد و باران باريد و حسان بن ثابت و ساير شعرا در اين‌باره اشعارى سرودند . - علّامه امينى اشعار آنها را آورده است - ( صحيح بخارى كتاب صلاه ، صحيح مسلم كتاب صلاه ، اغانى 12 / 81 ، مرآه الجنان 1 / 72 ، طرح التثريب 1 / 63 ، فتح البارى 2 / 398 ، عمده القارى 3 / 438 ، شذرات الذهب 1 / 29 ) آيا عمر كه خدا را به عباس عموى پيامبر مىخواند مىداند كه