تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
( كنز العمال 5 / 161 ، مسند احمد 3 / 481 ) از قتاده روايت شده كه از عمر دربارهء مردى پرسيدند كه زنش را دوبار در جاهليت و يك‌بار در اسلام طلاق داده است ؟ گفت : من ترا نه امر مىكنم و نه نهى مىكنم . عبد الرّحمان گفت : ولى من ترا امر مىكنم كه طلاق تو در حال شرك ارزشى ندارد .

563 - اجتهاد عمر در خوردن گوشت .

از ميمون بن مهران نقل شده : انّ رجلا من الانصار مرّ بعمر بن الخطاب و قد تعلّق لحما فقال له عمر ما هذا ؟ قال لحمة اهلى يا امير المؤمنين ؟ قال حسن ثمّ مرّ به من الغد و معه لحم فقال ما هذا ؟ قال لحمة اهلى قال حسن ثمّ مرّ به اليوم الثّالث معه لحم فقال ما هذا ؟ قال لحمة اهلى يا امير المؤمنين ؟ فعلا رأسه بالدّرة ثمّ صعد المنبر فقال ايّاكم و الاحمرين الّلحم و النّبيذ فانّهما مفسدة للدّين متلفة للمال ( سيره ابن عمر ، ابن جوزى ص 48 ، كنز العمال 3 / 111 ) مردى از انصار به عمر عبور كرد و گوشتى به دست داشت . عمر پرسيد اين چيست ؟ گفت : اى امير گوشت براى خانواده‌ام مىبرم گفت : خوب است . روز دوم او را ديد و با او گوشت بود گفت : اين چيست ؟ گفت : گوشت براى خانواده‌ام مىبرم . گفت : خوب است . روز سوم ديد . گفت : اين چيست ؟ گفت : گوشت براى خانواده‌ام مىبرم عمر با شلاق به سر او زد ، آنگاه بالاى منبر رفت و گفت : بر شما باد از دو سرخى دورى كنيد گوشت و شراب كه فاسدكننده دين و تلف‌كننده مال است . علّامه امينى با نقل روايت ديگرى در اين‌باره مىنويسد : هذا فقه عجيب لا نعرف : اين فقه عمر عجيب است . كه مجراى آن‌را نمىشناسيم مگر پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) نفرمود : سيد الادام فى الدّنيا و الاخرة الّلحم و سيد شراب الدّنيا و الاخرة الماء ( مجمع الزوائد 5 / 35 ) : آقاى خورشتها در دنيا و آخرت گوشت و آقاى نوشيدنىها در دنيا و آخرت آب است . مگر مردى نزد پيامبر نيامد به نقل ابن عباس و گفت : من گوشت براى خانواده‌ام مىخرم و براى اينكه شهوتم تحريك نشود بر خودم حرام كردم فانزل الله
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ
( مائده 90 ) ( صحيح ترمذى 2 / 176 ، تفسير ابن كثير 2 / 87 ، الدر المنثور 2 / 307 ) بنابر فرض كراهت خوردن گوشت سه روز پشت‌سرهم آيا موجب تعزير است ؟ و كجا گوشت را مىتوان در كنار شراب قرار داد ؟
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 629 | رضا معراجي