تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
را گرفت و گفت : شما در زمان صدارت نمىتوانسته‌ايد اين‌قدر مال جمع كنيد و به بيت المال سپرد و نصف آن‌را به خودشان داد يكى از آنها خالد بن وليد بود كه عمر مىخواست با او تسويه‌حساب شخصى كند زيرا در سيره حلبى ( 3 / 220 ) آمده خالد پسردايى عمر بود كه در جوانى با عمر كشتى گرفت و عمر را به زمين زد و پايش را شكست عمر معالجه كرد و خوب شد و به خلافت كه رسيد اول كارى كه كرد عزل خالد بود ( ابن اثير در تاريخش 2 / 115 ياد كرده است ) . پس علّامه امينى گويد : اگر از راه بيّنه ثابت شد كه اين اموال اختلاس است كه بايد همه آنها به بيت المال برگردد نه نصف آن ؟

566 - شتر خريدن عمر

أنس بن مالك نقل مىكند يك اعرابى شترانش را براى فروش آورد تا جائى كه عمر آنها را خريد وقتى اعرابى خواست پالانهايشان را بردارد عمر گفت : مال من است . بين آنها نزاع شد راضى شدند حضرت على ( عليه السّلام ) بين آنها قضاوت كند . حضرت على ( عليه السّلام ) به عمر فرمود : ان اشترطت عليه احلاسها و اقتابها فهى لك كما اشرطت و الّا فانّ الرّجل يزين سلعته باكثر من ثمنها فوضع عنها احلاسها و اقتابها فساقها الاعرابى فدفع اليه عمر الثّمن ( مسند احمد 2 / 23 ، كنز العمال 2 / 221 ) اگر با او شرط كرده‌اى كه با جل‌وپلاس آن‌را مىخرم مال توست و الّا مرد مالش را به بيشتر از قيمت خودش زينت مىكند . پس اعرابى پلاسها را برداشت و عمر پول شتران را داد .

567 - عمر و مسجد الاقصى

سعيد بن مسيّب گويد : شخصى به عمر گفت : مىخواهم به مسجد الاقصى بروم عمر گفت : برو آماده شو و مرا خبر كن وقتى آماده شد و آمد عمر گفت : برو عمره ( مسجد الاقصى نرو ) و مرّ به رجلان و هو يعرض ابل الصّدقة فقال لهما من اين جئتما ؟ قالا من بيت المقدس فعلاهما بالدّرة و قال احجّ لحجّ البيت ؟ قالا انّا كنّا مجتازين ( كنز العمال 7 / 157 ) و عبور كردند به عمر دو مرد ، در حالى كه