564 - ناتوانى عمر از سوالات يهودى
از ابى الطفيل نقل شده بعد از ابو بكر با عمر بيعت كرديم و او را امير المومنين ناميديم روزى نزد او بوديم يك يهودى آمد ، از يهوديان مدينه كه يهوديها خيال مىكردند از نسل هارون ( عليه السّلام ) برادر موسى است به عمر گفت : كداميك داناتر به پيامبر و كتاب پيامبر شماست عمر به حضرت على ( عليه السّلام ) اشاره كرد و گفت : هذا اعلم بنبيّنا و بكتاب نبيّنا اين داناترين به پيامبر ما و كتاب پيامبر ماست . يهودى گفت : تو چنين هستى ؟ حضرت على ( عليه السّلام ) فرمود : از هر چه مىخواهى بپرس . گفت : از تو مىپرسم از سه و سه و يك . فرمود : چرا نمىگويى از هفت چيز مىپرسم . گفت : اگر سهتاى اول را درست جواب دهى از سهتاى دوم مىپرسم و هكذا ، حضرت فرمود : از كجا مىدانى درست مىگويم يا نه ؟ يهودى كتاب كهنهاى از آستين درآورد و گفت : اين املاء حضرت موسى به خط هارون است حضرت فرمود : اگر درست جواب دهم مسلمان مىشوى ؟ گفت : اگر درست جواب دهى همين ساعت به دست تو مسلمان مىشوم و گفت : به من خبر ده :
1 - اول سنگى كه روى زمين گذارده شد ؟ 2 - اول درختى كه روى زمين روئيده شد ؟ 3 - اول چشمهاى كه روى زمين جارى شد ؟ فقال له علىّ ( عليه السّلام ) يا يهودى انّ اوّل حجر وضع على وجه الارض فانّ اليهود يزعمون انّه صخرة بيت المقدس و كذبوا لكنّه الحجر الاسود نزل به آدم معه من الجنّة فوضعهء فى ركن البيت فالنّاس يمسحون به و يقبّلونه و يجدّدون العهد و الميثاق فيما بينهم و بين اللّه قال اليهودى اشهد باللّه لقد صدقت حضرت به او فرمود : اى يهودى اول سنگى كه بر زمين گذاشته شد يهود گمان مىكند صخره بيت المقدس است و دروغ گفتند آن حجر الاسود است كه آدم از بهشت آورد و در ركن كعبه نهاد و مردم آنرا لمس مىكنند و مىبوسند و تجديدعهد و ميثاق كه بين آنها و خداست مىكنند يهودى گفت : شهادت مىدهم درست گفتى قال له علىّ و امّا اوّل شجره نبتت على وجه الارض فانّ اليهود يزعمون انّها الزّيتونة و كذبوا و لكنّها نخلة العجوة نزل بها معه آدم من الجنّة فاصل التّمر كلّه من العجوة قال له اليهودى اشهد باللّه لقد صدقت : حضرت به او فرمود : و اما اول درختى كه از زمين روئيد يهود گمان مىكند زيتون است و دروغ گفتند . درخت خرماى عجوه است كه آدم از بهشت آورد و اصل