تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
نيايد غسل واجب است يا نه ؟ حضرت على ( عليه السّلام ) و معاذ گفتند : اگر ختنگاه وارد شود غسل دارد و الّا نه و به راهنمايى آن حضرت عمر كسى را پيش عايشه فرستاد و عايشه جواب داد اذ اجاوز الختان الختان وجب الغسل هرگاه بگذرد ختنگاه از ختنه‌گاه غسل واجب شود و عمر گفت لا يبلغنى انّ احدا فعله و لا يغتسل الّا انهكته عقوبة ( مسند احمد 5 / 15 ، عمده القارى 2 / 72 ، مجمع الزوائد 2661 ، مشكل الاثار 1 / 51 ، اجابه زركش ص 84 ) به من نرسد كسى اين كار را كرده و غسل نمىكند مگر او را شكنجه مىكنم .

561 - عمر و توسعه مسجدين

علّامه امينى جمعا شش صورت اين حديث را نقل كرده است كه عمر براى توسعه مسجد النّبى خواست خانهء عباس عموى پيامبر كه در قبله بود بگيرد . عباس قبول نكرد و عمر به او گفت : بايد يا به مسلمين هديه كنى يا پول آن‌را بگيرى يا خانه‌اى در مدينه برايت مىسازم و عباس قبول نكرد قرار شد بروند نزد خذيفه قضاوت كند رفتند و او گفت : من از پيامبر شنيدم كه خداوند به داود وحى كرد خانهء بيت المقدس را بنا كند وقتى خواست بسازد به منزلى كه از آن دو يتيم ( يا زنى يا جوانى ) بود برخورد كرد و او راضى نشد بفروشد خواست به زور بگيرد خداوند وحى كرد : انّ اغنى البيوت عن المظلمة بيتى بىنيازترين خانه‌ها از اينكه در آن ظلم شود خانهء من است . پس وانهاد . عمر نيز عباس را رها كرد تا خودش خانه را در راه خدا داد و عمر به مسجد اضافه كرد و در سال 17 كه به مكه رفت آنجا را توسعه داد و مردميكه حاضر نشدند پول خانه‌هايشان را بگيرند در صندوق بيت المال گذاشت تا بعدها گرفتند ( تاريخ طبرى 4 / 206 ، سنن بيهقى 6 / 168 ، مستدرك حاكم و . . . ) علّامه امينى گويد : همه اينها حكايت دارد عمر حكم توسعه مسجد را نمىدانست .

562 - عمر و حكم طلاق

عن قتاده قال سئل عمر بن الخطاب عن رجل امرأته فى الجاهليّة تطليقتين و فى الاسلام تطليقتة ؟ فقال عمر لا آمرك و لا انهاك فقال عبد الرّحمان لكنّى آمرك ليس طلاقك فى الشّرك بشئ