در مقابل سنّت و عمل صحابه است .
554 - عمر و مسائل سلطان روم
احمد امام حنبلىها از عبد اللّه بن قواريرى از مومّل از يحيى بن سعيد از ابن مسيّب آورده پادشاه روم نامهاى به عمر نوشت و سوالاتى مطرح كرد عمر با اصحاب پيامبر مشورت كرد جوابى نداشتند حضرت على ( عليه السّلام ) جواب آنها را داد سوالها عبارت بود از :
1 - آن چيست كه خدا خلق نكرده ؟ 2 - آن چيست كه خدا نمىداند ؟ 3 - آن چيست كه نزد خدا نيست ؟ 4 - آن چيست كه تمامش دهانست ؟ 5 - آن چيست كه تمامش پا است ؟ 6 - آن چيست كه تمامش چشم است ؟ 7 - آن چيست كه تمامش بال است ؟ 8 - خبر ده مرا از مرديكه فاميل نداشت ؟ 9 - خبر ده مرا از چهارچيز كه رحم و شكمى آنها را حمل نكرد ؟
10 - خبر ده چيست كه نفس مىكشد ولى روح ندارد ؟ 11 - صوت ناقوس چه مىگويد ؟
12 - خبر ده از حركتكنندهاى كه يكبار حركت كرد ؟ 13 - خبر ده از درختى كه سواره صد سال در سايهاش مىرود و تمام نمىشود ؟ مثلش در دنيا چيست ؟ 14 - خبر ده از مكانى كه خورشيد يك بار بيشتر بر آن نتابيد ؟ 15 - خبر ده از درختى كه بدون آب روئيد ؟ 16 - مثل اهل بهشت در دنيا چيست كه مىخورند ولى بول و مدفوع ندارند ؟ 17 - در سفره اهل بهشت قدحهائى است كه در هرقدح انواع غذاهاى رنگارنگ است و مخلوط نمىشود مثلشان در دنيا چيست ؟ 18 - خبر ده از حوريه و كنيزى كه از سيبى در بهشت بيرون مىآيد و چيزى از آن كم نمىشود ؟ 19 - خبر ده از كنيزيكه در دنيا براى دو مرد است و آخرت براى يك مرد ؟ 20 - خبر ده كليدهاى بهشتى چيست ؟
فقرأ علىّ ( عليه السّلام ) الكتاب و كتب فى الحال خلفه اما بعد فقد وقفت على كتابك ايّها الملك و انا اجيبك بعون اللّه و قوّته و بركته و بركة نبيّنا محمّد ( صلّى اللّه عليه و آله )
سپس حضرت على ( عليه السّلام ) نامه را خواند و همانوقت پشت آن نوشت بر سوالاتت واقف شدم و من جوابت را به كمك و بركت خدا و بركت پيامبرمان حضرت محمّد ( صلّى اللّه عليه